حال کن  

درخواست حذف این مطلب
اول 2 تا لنگشو باز ميکنم بعد باهاش ور میرم بعد خیسش ميکنم ا ش با دستمال پاکش ميکنم...من عینکم رو اینجوری پاک ميکنم===========================حالا به من نمی دی و میری به دیگران میدی؟اس ام اس رو میگم چرا فکر بد میکنی؟!===========================زن:خيلي بزرگه! مرد:عادت میکنی.زن:از پشت درد میگیره! مرد:جا باز می کنه.زن:نمی خوام! مرد:خيلي بزرگه؟زن:آره. مرد:بگم یه کفش دیگه بیارن؟===========================اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش(ک)، آ ش (ر)جواب : کار===========================یه

ادامه مطلب  

چرا علاف میچرخم اخه؟!  

درخواست حذف این مطلب
از صبح نشستم پای لبتاب تا خیر سرم نقشه مو کامل کنم اما انگار نه انگار اصلا کاري نميکنم یعنی به حساب خودم دارم کار خيلي مهمی انجام میدم ها خيلي اما ا ش که درست و حس فکر ميکنم میبینم هیچ کاري ن جز اسراف وقت ، برق و اینترنت. ا ش که میخام مثلا از وردی که دارم روش مثلا کار ميکنم و میگم ایول چه کاري شاقی دارم ميکنم خارج بشم سیو نميکنم چون میبینم کاري ن همون قبلی باشه بهتره برای شروع سری بعد. نمیدونم خيلي از این موقعیت برام پیش اومده نمیدونم مشکل کجاست؟

ادامه مطلب  

٠٠:٢٤  

درخواست حذف این مطلب
میدونی من خيلي اوقات خيلي قولا به خودم دادم که از همون اولش میدونستم نمیتونم و نمیخوام بهشون پایبند باشم، لااقل واسه اون مدت نمیخواستم. خيلي وقتا بود که به آدمی که توی اون لحظه دوسش نداشتم گفتم دوست دارم. خيلي وقتا به آدما بیشتر از خودم اعتماد . و خيلي وقتا بقیه رو بیشتر از خودم دوست داشتم. خيلي اشتباها داشتم به قدری که حسابشون از دستم در رفته. ولی با هنه ی اینا میخوام بگم منم آدمم و بازم اشتباه ميکنمُ از اشتباهاتم درس میگیرم.

ادامه مطلب  

عقل عاقل معقول - حس احساس محسوس  

درخواست حذف این مطلب
سلام عصر بخیر. دوستی دارم که در خارجه زندگانی میکنه و توی یه گروه از این شبکه های مجازی جفتمون به همراه دیگر دوستان حضور داریم... پریروز سوالی پرسید که برق از تمامی سوراخ ها و حفره ها زد بیرون ! و حالا اون سوال : ایشون اول گفتن که به یه عروسی دعوت شدن ... و بعدش اضافه فرمودن که قبلا با عروس خانوم چندین بار از بالا سلام علیک و از پایین رفت آمد داشتن !! ولی حالا از طرف داماد به این عروسی دعوت شدن !!! و داماد هم از همه چیز بیخبره !! و پرسیده بودن آیا صحیحه ک

ادامه مطلب  

تقدیم به آقا  

درخواست حذف این مطلب
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بدستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدای گ و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود گاهی برای خنده دلم تنگ میشود گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر میشو

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
هیچ کاري نميکنم و در عین حال اونقدر خسته َ م که تواناییِ شروع کاري رو هم ندارم :| نه میرم ورزش. نه خوندن کد نویسی رو درست و حس ... شروع ميکنم و نه هیچ کار مفید دیگه ای انجام میدم. با این حال خسته م. عجیب خسته م . هر کاري رو شروع ميکنم وسطش انرژی م به صفر میرسه و توان ادامه دادنش و ندارم. حتی کارهای ساده و کوچیک. جوری خسته میشم که انگار کیلومتر ها دویدم. واقعا نمی دونم چمه. بهم میگن تنبل شدی :| ولی واقعیتش اینه که میخوام و نمی تونم ! خواستن، همیشه هم توانس

ادامه مطلب  

آمادگی جسمانی در تکواندو  

درخواست حذف این مطلب
۱. انعطاف پذیری : یک وضعیت خوب امکان حرکت پیوسته و نرم را با حفظ انعطاف پذیری بدن فراهم می سازد . 2. وضعیت بدنی طبیعی :یک وضعیت خوب به بدن امکان می دهد عمل و ع العمل هایش را به طور خ ر و بدون اشکال انجام دهد . 3. چالاکی :یک وضعیت امکان حرکت بدن در هر جهتی را در ری از ثانیه فراهم می سازد. 4. تکیه گاه : یک وضعیت خوب نیاز به تکیه گاهی وسیع و کافی دارد ( فاصله بین پاها ) تا در هنگام 5. مرکز ثقل : در یک وضعیت خوب ، محل و ارتفاع مرکز ثقل به نحو صحیح حفظ می شود ،که بر

ادامه مطلب  

کدر تر از آب  

درخواست حذف این مطلب
دیروز سعی از هر کاري که ميکنم لذت ببرم ، سعی بخاطر دیگران انجامشون بدم . دیروز سعی بفهمم حقیقت چیه !؟ بفهمم دلیل اصلی کارام چیه ! فهمیدم خيلي تنهام ، حتا تو خودم . میدونم وقتی احساس تنهایی ميکنم دوست دارم فرار کنم ، دوست دارم خيلي سریع بدو ام ، شنا کنم و زیر آب باشم ، دوست دارم حرف بزنم ، بدون اینکه به حرفام فکر کنم و اصلن چیز با اهمیتی بگم . من از تنهایی با خودم می ترسم . و فکر ميکنم بعد از این همه سال فرار ، حالا خيلي از خودم دور شدم و هی بیشتر می تر

ادامه مطلب  

منحرفی بخدا  

درخواست حذف این مطلب
دستانش را دور کمرم حلقه کرد من را بقل کرد و با خودش بهاتاقش برد . لباسش را در اورد بعد کلاه من را بر داشت . لبهایهتشنه اش را بر لبهایه من گذاشت کمی که گذشت احساسهتهی بودن در من دست داد .وقتی که عطشش فرو کشید من رابه گوشه ای پرت کرد. انجا بود که برهیه اولین بار احساسه تلخش تن و د شدن به من دست داد.خاطره ای از یک شیشه نوشابه _______________________________________________latifesms. یادته اون دفعه اومدی دستمو گرفتی بردی یه جای خلوت!تندی شلوارت رو کشیدی پایین!!منم هر چی آب داشتم

ادامه مطلب  

دعوای عمومی چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
دعوای خصوصی کدام است و در چه مواردی دعوا عمومی و در چه مواردی خصوصی عنوان می شود؟ فرق شاکی با مدعی خصوصی در چه مواردی است؟ اسم دعوا که به میان می آید همه یاد یقه گرفتن، ناسزا، درگیری وکتک کاري می افتند که به کرات هر روز درجای جای شهر دیده می شود. نه اینکه این تعریف از دعوا اشتباه باشد اما ...

ادامه مطلب  

خوشت اومدبگوایششششش  

درخواست حذف این مطلب
دختره به پسره میگه: میخوای جاییکه آمپول زدم رو ببینی؟ پسره میگه: آره. دختره میگه: همین تزریقاتی روبرو===========================اگه گفتی اون چیه که مردا در میارن ، می خورن ؟ای بی ادباون یه لقمه نون حلاله===========================اومـــد..اومـــد..ا.و.م.د.آخ خیالم راحت شد!..بلا ه اومد!..خسته شدم از بس اینو تو دستم گرفتم و ور رفتم باهاش!..بلا ه اومد قوطی باز کن دارا و سارا!===========================اینقدر تنگی که وقتی توت می کنم احساس ميکنم داری میشی! نشی که فقط تو رو دارم جوراب جونم====

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
سلاااااااااااااااااااااام عشششششششققققققققققققم زیااااااااااااررررررررررتت قبووووووووووووووووووووووووووووووووووووول وااااااااااااااای من چقد خوشحالم پستشو نیگا.. دل میلرزونی ها.. خيلي ذوق دارم سوغاتی من چیشد ها ها؟ دلم خيلي خيلي خيلي برات تنگ شده بود.. مااااااااااااااااچ

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
الان هفته اول آبان تموم شد و من هنوزم کاري ن .دیگه از خودم خيلي خج میکشم.حتی هم خیال می کنه من دفاع !!!فیروزه بیچاره هم هر بکشنبه منو می بینه و میگه چی کردی و باز من با شرمساری میگم هیچی....حداقل 200 تومن رو حقوقم اضافه میشه.حق مسئولیتم زیادتر میشه.اضافه کار و....فکر می کنم دیگه باید تنبلی رو کنار بذارم.از همه بدتر دارم در حق پدر و مادرم ظلم می کنم....خدایا بهم کمک کن!خودم هم تلاش می کنم... وقتی به آدم های دور و برم نگاه ميکنم از خودم خج ت می کشم مگه من از ا

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
فردا عازمی... دلم داره میترکه.. دلم برات تنگ شده.. میشه زود برگردی؟ کاش حسین میطلبید با هم میرفتیم.. میشه دعام کنی؟ میشه هرجا رفتی منو هم یادت باشه و بجا من زیارت کنی؟ میشه دعا کنی ادم شم؟ میشه دعا کنی خدامو پیدا کنم؟ میشه دعا کنی دوباره مو بخونم؟ میشه دعا کنی... خيلي دوستدارم..خيلي.. منتظرتم... خيلي مواظب خودت باش.. باشه؟ برو بسلامت عشقم..

ادامه مطلب  

دلم آرامش میخواد  

درخواست حذف این مطلب
خدایا فقط چهل شب وعده ما باهم دلم آرامش میخواد چیزی که حسش کنم وقتی تو آیئنه به خودم نگاه ميکنم بتونم نور و آرامش رو حس کنم چیزی که دلم میخواد لبخند واقعیه خدایا کاري کن دوباره حست کنم من اگه بهت برسم به همه چیز رسیدم مثل گلافیم که سرش گم شده خدایا بزار پیدا بشم نمیدونم چی میخوام دلم سر دوراهی که نمیدونه کفر میگه زور میگه داری الان بهم میخندی مگه نه داری به فکر وخیال بچگونم میخندی من همه چیزو از تو دارم خيلي پروام که دارم تهدیدت ميکنم دلم ش ته

ادامه مطلب  

الآن نه...  

درخواست حذف این مطلب
بعضى وقتا بعضیا تو یه شرایط بد، انقد بد میشن و بد رفتار میکنن که غیر قابل تحمل میشند، توجیحشونم اینه که، الآن اعصابم خورده، الآن فکرم مشغوله، الآن حالم بده و فکر میکنن که با گفتن این جملات اطرافیان رو قانع میکنن که اینا جزو کلیات شخصیتشون به حساب نمیاد و این قسمت ها باید بعداً فاکتور گرفته بشه. در صورتى که، عزیز من، تو شرایط خوب که قائدتاً همه خوبن! دیگه اگه اون موقع هم بخواى بد باشى که کلاً ر**ى! تو شرایط بده که آدما باید بتونن خوب باشن و بقیه

ادامه مطلب