خاطرات  

درخواست حذف این مطلب
امروز 17فروردین سال 95 بعد دلتنگیم برای این وبلاگ امروز اومدم گردوخاک خاطره های این دلنوشته رو پاک کنم وقتی پست هارو میخوندم گذشته دوباره برگشته بود هم خنده داشت هم گریه نمیدونم کیا میان وبلاگمو چک میکنن ولی دلم واسه گذشته تنگ شده من عوض شدم زندگیم عوض شد و بهتره در کنارش بگم زندگی, منو تغییر داد (البته با تغییراتی گاه شیرین .وجود یه فرشته تو زندگیم نعمت بزرگیه که همیشه خدارو شکر میکنم) شاید اگه اون موقع میدونستم که خاطرات انقدر عذابم میدن هیچ

ادامه مطلب  

تجربه ی دو زندگی  

درخواست حذف این مطلب
تجربه ی دو زندگی با هم. یکی در اطرافمان و دیگری در خاطراتمان. خاطراتی که ب ایه ی زندگی اطرافمان ساخته می شود و در ذهن تثبیت می شوند. همواره می توان از زندگی در خاطرات به زندگی در اطراف و یا بالع ، از زندگی در اطراف به زندگی در خاطرات پناه آورد. هر کدام شیرینی و تلخی خاص خودش را دارد. گاهی یک خاطره آنچنان قوی و زنده و محکم در ذهن ثبت می شود که هرچه جستجو می کنی نمی توانی معادلی یا همانندی برای آن در زندگی اطرافت پیدا کنی. گاهی حتی حاضری شکل زنده ی ای

ادامه مطلب  

حسن جوهرچی خاطره شد...  

درخواست حذف این مطلب
خاطره ای دیگر، خاطره شدحسن جوهرچی یکی دیگر از خاطرات خوب و بیاد ماندنی دهه هفتاد بود که با سریال <در پناه تو> خوب درخشید و محبوب و معروف شد، و سرانجام صبح امروز، بدلیل بیماری طولانی کبدی و ایست قلبی در سن چهل و هشت سالگی درگذشت.جوهرچی بعد از د ناه تو، در ها و سریال های بسبار,دیگری هم ایفا نقش کرد و اما هیچکدام دیگر به پای در پناه تو نرسید...

ادامه مطلب  

دفتر خاطره ها  

درخواست حذف این مطلب
هوای خوب امشب هواییم کرد که برم دفتر خاطرات سال های گذشته رو در بیارم و یه چند صفحه ازش بخونم. یادش بخیر اون موقع ها خاطراتم رو مینوشتم تا برام بمونن. این دوتا دفتری که تو ع ... میبینید اوج خاطره نویسی منه، هر شب خاطرات اون روز رو با بیشتر جزییاتشون ثبت می ... . یادش بخیر! این دوتا دفتر منو میبره به روزهایی که انگار هزار ساله ازش میگذره. باید بیشتر بخونمشون. بعد هزار سالی که گذشته فکر کنم دیگه وقتش شده برم سراغشونو مرورشون کنم. البته هر سال این موقع

ادامه مطلب  

دوستی  

درخواست حذف این مطلب
بعضی دوستیا خوبن، خوب که ینی دوستات آدمای خوبین، پاکن، با صفان، حرف مشترک دارین، بیرون رفتنا و گردش ... اش خاطره های خوبی رو میسازه و ... ولی خب، آ ... ش میدونی که برا ساختن یه خاطره خوش دیگه بازم خودت نبودی، یا حداقل کاملا خودت نبودی، یه قسمتایی از خودتو سانسور میکردی و میذاشتی پس ... تا خاطره خوشی ساخته بشه و برهولی بعضی های دیگه خاصن... حرفای مشترکتون محدود به یه فضا نمیشه که برای گنجانده شدن تو اون فضا مجبور شی یه قسمتایی از خودتو بذاری پس ... ، تو

ادامه مطلب  

خاطره  

درخواست حذف این مطلب
از خاطرات مخوف ودردناک هیتلر

ادامه مطلب  

خاطرات...  

درخواست حذف این مطلب
میدانی؟ خاطرات چیز عجیب و غریبی هست... به محیط پیرامونت جان میدهد، تا دیروز برایت آن خیابان و این کوچه هیچ حس و حالی نداشت، اما کافیست یک خاطره داشته باشی، از ی، از چیزی، از حس و حال لحظه ای که در آن کوچه و این خیابان داشتی، آن وقت داستان فرق میکند... خاطرات به محیط پیرامون، حتی به اجسام جان می بخشند تا تو به وقت دلتنگ شدنت حتی از جسم بی جان هم جانی دوباره بگیری یا پاک دلت را ببازی و بیچاره ترین عالم بشوی...

ادامه مطلب  

نورالدین پسر ایران  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم بچه که بودم عاشق خاطره تعریف های مدیر مدرسمون از جنگ بودیم و معمولا با فریاد خاطره...خاطره..... وادارش میکردیم که از خاطرات جنگ برامون بگه. اون خاطرات خوش و جذاب از همون سال ها تو ذهنم موند و من رو علاقمند کرد به خاطرات دفاع مقدس. ((سال 1373 یک شب خواب دیدم آقای ورقه هایی در دست دارد که می خواند و گریه می کند. من هم در آن اتاق بودم. ی گفت این ها خاطرات یک جانباز 70 درصد است که 80 ماه در جبهه ها بوده و باز می گوید که در مورد جنگ کاری ن

ادامه مطلب  

آدم های خاطره باز  

درخواست حذف این مطلب
آدم های خاطره باز عجیب اندآدم های خاطره باز مثل یک لامپ نیم سوز می مانند سعی می کنند خودشان را روشن نگه دارند سعی می کنند ی از دل سوخته شان با خبر نشود سعی می کنند قوی باشند ولی یک روز می رسد که خاطراتشان زیاد روشن و خاموش می شود یک روز می رسد که مغز و احساسشان اتصالی می کندیک روز می رسد که می سوزند ..چه فرقی دارد خاموش و روشن شدن چگونه باشدمثلا چشمشان بیوفتد به شماره ای که سال هاست روی گوشی تلفنشان باقی مانده و نه پاک می شود و نه می توانند با آن ت

ادامه مطلب  

به شماره پست بنگر و خاطره بنویس  

درخواست حذف این مطلب
به نظرم هر خاطره می نویسد نگاه تعالی خواه و توسعه گرا دارد. نگاه تعالی خواه یعنی محاسبه نفس در خاطرات وجود دارد و نگاه توسعه گرا یعنی محاسبه اجتماعی وجود دارد و برای ی که خاطره می نویسد این دو نگاه پدید می آید. ۲۵ سال است خاطره می نویسم. همه چیز را ثبت می کنم. آنچه فکر می کنم را در خاطراتم می نویسم چون می دانم منتشر نخواهد شد. خاطرات کمک می کند دوباره تکرار نکنیم. شاید این خاطرات برای ورثه من پس از مرگم نانی باشد. |alef.ir| پ.ن: منم باید شروع کنم خاطرات

ادامه مطلب  

به شماره پست بنگر و خاطره بنویس  

درخواست حذف این مطلب
به نظرم هر خاطره می نویسد نگاه تعالی خواه و توسعه گرا دارد. نگاه تعالی خواه یعنی محاسبه نفس در خاطرات وجود دارد و نگاه توسعه گرا یعنی محاسبه اجتماعی وجود دارد و برای ی که خاطره می نویسد این دو نگاه پدید می آید. ۲۵ سال است خاطره می نویسم. همه چیز را ثبت می کنم. آنچه فکر می کنم را در خاطراتم می نویسم چون می دانم منتشر نخواهد شد. خاطرات کمک می کند دوباره تکرار نکنیم. شاید این خاطرات برای ورثه من پس از مرگم نانی باشد. |alef.ir| پ.ن: منم باید شروع کنم خاطرات

ادامه مطلب  

به شماره پست بنگر و خاطره بنویس  

درخواست حذف این مطلب
به نظرم هر خاطره می نویسد نگاه تعالی خواه و توسعه گرا دارد. نگاه تعالی خواه یعنی محاسبه نفس در خاطرات وجود دارد و نگاه توسعه گرا یعنی محاسبه اجتماعی وجود دارد و برای ی که خاطره می نویسد این دو نگاه پدید می آید. ۲۵ سال است خاطره می نویسم. همه چیز را ثبت می کنم. آنچه فکر می کنم را در خاطراتم می نویسم چون می دانم منتشر نخواهد شد. خاطرات کمک می کند دوباره تکرار نکنیم. شاید این خاطرات برای ورثه من پس از مرگم نانی باشد. |alef.ir| پ.ن: منم باید شروع کنم خاطرات

ادامه مطلب  

به شماره پست بنگر و خاطره بنویس  

درخواست حذف این مطلب
به نظرم هر خاطره می نویسد نگاه تعالی خواه و توسعه گرا دارد. نگاه تعالی خواه یعنی محاسبه نفس در خاطرات وجود دارد و نگاه توسعه گرا یعنی محاسبه اجتماعی وجود دارد و برای ی که خاطره می نویسد این دو نگاه پدید می آید. ۲۵ سال است خاطره می نویسم. همه چیز را ثبت می کنم. آنچه فکر می کنم را در خاطراتم می نویسم چون می دانم منتشر نخواهد شد. خاطرات کمک می کند دوباره تکرار نکنیم. شاید این خاطرات برای ورثه من پس از مرگم نانی باشد. |alef.ir| پ.ن: منم باید شروع کنم خاطرات

ادامه مطلب  

دلتن ...  

درخواست حذف این مطلب
گاهی تمام آرزوهایت در شنیدن دوباره یک " بیدار شو " درصبحی سرد خلاصه می شود. در یک لقمه گرفتن ساده و اصرار برای پوشاندن تنت که مبادا سرما بخوری ... و مبادا پتو از رویت کنار رفته و نصف شب سردت شود... همه این خاطرات از ذهنم چون برق می گذرند. گویی هم اکنون رخ می دهند. از کودکی تا نوجوانی و جوانی، این صداها و خاطرات شیرین که غمناک مرور می شوند. مادر در ذهن ما تجسمی از مفاهیم فداکاری و محبت است. تجربه مادران ... در دیگری خلاصه می شود. در عشق به دیگری-فرزند- و

ادامه مطلب  

برکتِ خاطره های بد!  

درخواست حذف این مطلب
* تقدیم به یک دوست ✏️خاطره های بد، بد نیستند! خاطره های بد به ات کمک می کنند که آسان تر دل بِبُری از چیزهایی که به شان دل یا امید بسته بودی. خاطره های بد به تو الهام و نیرو می بخشند که پشت سر بگذاری، که بگذری، که دور بیندازی آن چه مدتی کوتاه یا طولانی آزارت می داده است... . خاطره های خوب فقط احساس ات را آبیاری و سیراب می کنند... حال این که خاطره های بد به تو چشم انداز، بینش و شهود می دهند. در واکاوی و بازخوانی خاطره های بد است که خودت را و سرشت انسان و

ادامه مطلب  

چمدان ها  

درخواست حذف این مطلب
یک روز دلم را توی یک چمدان میگذارم و با بقیه ی چمدان ها بی هوا راهی ایستگاه راه آهن میشوم. اولین بلیطی که ... ر آوردم را برمیدارم و راهی سفر می شوم...موقع پیاده شدن از عمد چمدان دلم را جا میگذارم و با بی تفاوتی وارد شهر تازه ای می شوم که قرار نیست در آن خاطره بسازم یا حتی خاطره ای آزارم دهد...باز هم اولین بلیطی که ... رم بیاید را می ... رم و راهی سفر...این بار نوبت چمدان یادگاری ها میرسد. همان خاطرات به درد نخور و آزار دهنده...باز هم یک شهر تازه و بدون خاطر

ادامه مطلب  

خاطرات مهم هستند  

درخواست حذف این مطلب
همه ما از کودکی تا کنون در داستان ها , سخنان , سریال ها از یک دفترچه به نام دفتر خاطرات شنیدیم . نوشتن خاطرات کاری خیلی مهم است . اما قبول کنیم کاری بسیار سخت هم هست . بعد از مدت ها تلاش برای نوشتن خاطرات در دفترهای کاغذی و موفق نشدن در این امر تصمیم گرفتم خاطرات رو آنلاین بنویسم . انتهای هر روز نیم ساعت قبل از خواب خلاصه ای حداقل 30 حرفی (کاراکتر) و حداکثر 400 کاراکتری از اتفاقات روز رو می نویسم . متن ها براساس تاریخ روز جدا سازی میشه و هر ماه کل متن ر

ادامه مطلب  

عطرِ گلاب خاطره ها  

درخواست حذف این مطلب
هریک از ما روزی روزگاری قسمتی از وجودمان را در زیر وارها خاطره دفن کرده ایم، همان قسمت هایی که ای از وجودمان بوده اند ولی گاهی ممنوعه میشوند، ممنوعه مثل همان سیبی که اگر گاز بزنی از تمام دنیا طرد میشویـ.... ولی گاهی لازم است نبش قبرکنیم ادم های دفن شده را از زیر خاک خاطره ها ،دستی به سر رویشان بکشیم و از خاطرات شیرین مشترک با انهاحرف بزنیم گل چیزی بیاوریم و پاک کنیم کینه هایی را که همراه خاطره هایشان دفن کرده ایمـ...حالکه غبار را از روی سنگ قبر ب

ادامه مطلب  

باران خاطرات  

درخواست حذف این مطلب
روح من،مملو از احساس سرد و یخ زده بود با آمدن زمستان بارانی از خاطرات بر آشیانه ای که سالهاست روحم در آن مخفی شده بود و با گرمای آن زندگی می کرد شروع به بارش کرد افکارم آشفته شد سعی می راهی بیابم اما آن آشیانه با سیلی از خاطرات ویران شده بود و همچنان باران خاطرات بر روح من می بارید به فکر فرو رفتم! من به آن مخفیگاه اکتفا کرده بودم آیا او هم به من اکتفا کرده بود؟ پس چرا بعد از این همه سال خاطرات تازه توانست مخفیگاه روحم را پیدا کند؟ جلیل میاحے

ادامه مطلب  

بر بال خاطرات (جلد اول)  

درخواست حذف این مطلب
جلد اول کتاب «بر بال خاطرات» نوشته احمد راسخی لنگرودی منتشر شد. در احوالات خود که می نگرم می بینم همیشه کنجکاو بوده ام که بدانم اجداد دور و نزدیکم چه انی بوده اند؛ چه ویژگی ها و مختصاتی داشته اند؛ چه سطحی از علم و دانش را پیموده اند؛ و عمر گرانمایه خود را در حوادث روزگار و کشاکش ایام چگونه گذرانیده اند. دریغا، این کنجکاوی هیچگاه راه به جایی نبرد. بهتر است بگویم همیشه حس کنجکاوی ام به دیوار خورد. تا جایی که برگی از تاریخشان به رویم گشوده نشد. گو

ادامه مطلب  

خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید  

درخواست حذف این مطلب
سلام وقت تون بخیر میشه آقایون و خانم ها خاطرات دانشجویی، خاستگاری، سربازی رو که جالب هست رو تعریف کنن،یه خورده شاد بشیم. اصولا ما وقتی دور هم جمع میشیم تو خانوادمون از این خاطرات تعریف میکنن خیلی خوش میگذره، یه خورده بگیم بخندیم همش بحث مهریه و پول و بدبختی هست خسته شدیم ! یه خاطره از آقای کابو رو خوندم خیلی جالب بود با تشکر

ادامه مطلب  

آیا ... ... حافظه امکان پذیر است؟  

درخواست حذف این مطلب
باور بسیاری از ما بر اینست که خاطرات مانند کپسول های کوچک بی نقصی از زمان هستند که گذشته ما را در خود نگه داشته اند و ما با مرور این خاطرات میدانیم که چه ... ی هستیم و چه کارهایی در طول زند ... انجام داده ایم. اما این تمام ماجرا نیست و موضوع پیچیده تر از تصور است.منبع خاطرات انسان که آن را به اسم حافظه میشناسیم، یک گذشته آسیب پذیر است که به راحتی میتوان به آن نفوذ کرد و آن را تغییر داد. ... رهای حافظه باور دارند که میتواند خاطراتی غیرواقعی و نادرست را

ادامه مطلب  

آقای حکایتی، اسم قصه گوی ماست...  

درخواست حذف این مطلب
این دفعه وسط کارگاه مادر و کودک لیلی بغض ... اول مهر بود، هوای بعد از ظهر به طرز غریبی بوی پاییز می داد و من هیچ کدوم از مامان های این دوره رو نمی شناختم و اون ها همه شون همدیگر رو می شناختند (یعنی مرگ من لحظه ورود به جمعی است که همه از قبل همدیگر رو می شناسند و من تازه وارد هستم)، بعد نمی دونم چرا مربی کارگاه تصمیم گرفت برای یه سری فسقل بچه زیر دو سال آهنگ آقای حکایتی رو بذاره* و من یاد چه خاطره ای افتادم که دلم خواست بزنم زیر گریه؟ نمی دونم... فقط می

ادامه مطلب  

مژی  

درخواست حذف این مطلب
یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار آشنا شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتت رو بده من بخونم!از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتن یه دفتر خاطرات تقلبی براش، من وظیفه قدیمی جلوه دادنش رو داشتم...، 10 جور خ ر واسش عوض ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگه هاش...، چایی ریختم روش... مژی هم تا می تونست خودش رو خوب نشون دا

ادامه مطلب  

از خاطرات بد .....  

درخواست حذف این مطلب
صبح زود، از دیدن خانم توی ماشبن و آقایی که داره در رو می بنده، یاد یکی از اون خاطرات آزارنده افتادم :  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

خاطرات خودش هم زینت بخش خاطرات شد  

درخواست حذف این مطلب
زینب مداح درباره چگونگی آشنایی اش با مهدی اسحاقیان و ازدواجشان می گوید: از قبل با خانواده همسرم آشنایی مختصری داشتیم، دختر همسرم (شهید مهدی اسحاقیان) زن برادر من شده بود و از طرفی آقا مهدی ، عضو گروه طرح بشارت بود. در این طرح، کار آقا مهدی این بود که به دیدار خانواده می رفت و وصیتنامه و خاطره را جمع آوری می کرد تا بتواند به صورت کتاب در بیاورد، مهدی دوست داشت خاطرات را جمع آوری کند و نمی دانست روزی خاطرات خودش هم زینت بخش کتاب های خاطرات می شود.

ادامه مطلب  

... آهنگ جدید ... سالار به نام خاطرات  

درخواست حذف این مطلب
... آهنگ جدید ... سالار به نام خاطرات ... آهنگ خاطرات از ... سالار دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز ... سالار با نام خاطرات مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از ... سالار به نام خاطرات در جعبه ... ... new and amazing ... named khaterat produced by amir salar ادامه مطلب

ادامه مطلب  

خاطرات  

درخواست حذف این مطلب
تلخ ترین خاطره دوران بچگیم این بود که بابام شلنگ بدست دنبالم میکرد و میگفت:وایسا باهات کاری ندارم پس چی میخوای پدر من؟ میخوای ازم بنزین بکشی؟

ادامه مطلب  

قحطی یادگاری :|  

درخواست حذف این مطلب
یکی از دوستام برام یادگاری نوشته ده بار خوندم تا فهمیدم چی میگه: به خاطر خاطره هایت خاطرت در خاطرم خاطره انگیز ترین خاطره هاست...! من دیگه حرفی ندارم:|

ادامه مطلب  

یکی از کاربردهاش  

درخواست حذف این مطلب
یه سری از خاطرات هیچوقت از یاد نمیرن هرچقدر خودتو به بیخیالی بزنی و سعی کنی فراموششون کنی باز خودشونو نشون میدن اونوقته که دلت میخواد با رنده بیفتی به جون مغزت و بی رحمانه بتراشی هر چی خاطره آزاردهنده است... عنوان: رنده رو میگم

ادامه مطلب  

خیال  

درخواست حذف این مطلب
بی تو با خیال تومیگذرم ازغبارنورازدیاردورعاطفهروی تخته سیاه نه ... دلمینوسیم ازتو یک کلام" یک سلام بی صداپشت این سلام بی صداقصه ها نهفته استقصه هایی از شکوه یک حضو ه هایی از بودن وشدنباتوبودن وعاشقت شدنغرق نورو اسمان شدندرزمین پرنده خدا شدنبانگاه منتظر به سوی جاده هاباش ... ته های تنگ یک سکوتهم نوا شدن هم صدا شدنپشت این سلام بیصدا قصه ها نهفته استقصه هایی از باور و نیازباورنیازگل به خاک و ریشه اش به آفتاب وآبباورنیازشب به آسماننیازآسمان به

ادامه مطلب  

خاطره...  

درخواست حذف این مطلب
رفتم میوه ب م.... میوه از عزیزترین مخلوقات خداست قطعا.... داشتم بین ردیف های میوه ووول میخوردم که دیدم واای سیب زرد... خاطره ی خونه برای من یعنی زمستونایی که بابام پرتقال می ه...پاییزایی که سیب زرد بزرگ و انگور زد می ه....تابستونایی که هندونه ی بزرگ رو قل میده وسط خونه.... سیب زرد...اینجا.... پلاستیکو برداشتم که برم سمت سیب ها دیدم دونه ای خدا تومن.... زیرش نوشته سیب ژاپنی..... دست مثل پریروز که بابت ۴ تا سیب زمینی کوچولو خدا تومن پول میخواستن که مثلا استرال

ادامه مطلب  

بو!  

درخواست حذف این مطلب
یه بوی خوبی میاد که خیلی بوی خوب و خاطره انگیزیه فقط نکتش اینجایه که هرچی فشار میارم یادم نمیاد چه خاطره ای با این بو داشتم یا این بوی کیه ... فقط هی بو میکنم هی ته دلم یه حالی میشه ! پ.ن: از آدمی به خاطره بازیِ من بعیده واقعا همچین چیزی یادش نیاد ! d:

ادامه مطلب  

مهمان بازی  

درخواست حذف این مطلب
آ ین شامی که تو خونمون دادیم برمیگرده به اولین سالگرد مامانم دقیقا سال ۹۴ و مهمانی نامزدی من سال۹۵  ... کلا خاطره خوبی از مهمان بازی و غذا دادن تو خونمون ندارم.. خیلی واهمه تو وجودم بخاطر این دورهمیا دارم و داشتمولی امشب مهمان ها، به اصرار زیاد ما، خونمون برای شام موندند!! ترسم تا حدی ریخت ولی بغضی میشدم و یادم به مامانم افتاد و ایضا یادم به شبی که در حکم عروس،  میزبان کل فامیل بودمای کاش این خاطره های تلخ با بهترین خاطرات زودتر زودتر شسته

ادامه مطلب  

دفترچه خاطرات قدیمی  

درخواست حذف این مطلب
امسال وسط خانه تکانی چشمم به دفترچه خاطرات دبستانم افتاد. یادش یخیر. آ سال که میشد دفترچه هایمان را برمیداشتیم و راه میفتادیم دنبال بچه ها و معلمها که برایمان خاطره بنویسند. وقتی هم که برمیگشتیم میدیدیم چند تا دفترچه توی کیفمان چپانده اند. حالا بنشین و فکر کن که چه بنویسی. مرور خاطره هایی که خیلی قدیمی نیستند، اما خیلی قدیمی به نظر می آیند، برای خودش حال و هوایی داشت... نسترن مدرس سبزه واری. از آلمان آمده بود. خیلی دوستش داشتم. خیلی. چند سال بعد

ادامه مطلب  

حس تعلق، حس مکان و خاطره در شهر (2)  

درخواست حذف این مطلب
 درهم ریختگی کالبدی فضای شهری - اخلاق شهروندی و حس تعلق مکان دریافت | بررسی تطبیقی جایگاه میادین تهران در حفظ و ارتقای خاطره جمعی شهروندان (نمونه موردی میدان تجریش و میدان بهارستان)دریافت | خلق موقعیت های خاطره انگیز در پیاده راه های حمل و نقل محوردریافت | از خاطره انگیزی تا هویت بومی با معماری نمادیندریافت | خاطرات شهری حلقه اتصال نسل هادریافت | خاطره شهری جدیددریافت | مجسمه های شهری و خاطرات شهریدریافت |

ادامه مطلب  

خاطره ها خطر مرگ دارند ...  

درخواست حذف این مطلب
تاریخ ... اعداد ... نشانه ها ... ٢٥ هاى ... داد ... ١٤ هاى آپریل و می و جون ... اعداد پر از نشانه اند ... پر از رمز ... دنیاى من پر است از ٢٤ هاى پیاپى و ١٤ ها ... پر از تاریخ ... پر از حادثه ... پر از ساعت و زمان و تاریخ و ریمایندر و نشانه ... نشانه مثل ٢٥ ... دادى که می خوانم یاهو تصمیم گرفته مسنجرش را حذف کند ... و هیچ اهمیت ندهد که دارد دفتر خاطره ى آدم ها را پرت مى کند توو زباله دان تاریخ ... پرت مى کند توو فضاها و چاله هاى پوچ ... دلم مى ... رد ... گریه مى کنم که چه طور دلشان

ادامه مطلب