ابوالفضل کرمی  

درخواست حذف این مطلب
مثلِ سرباز ، که زخم ها به تن ش جا مانده من همان آدمِ شادم ، که غم ش جا مانده تو کجایی که ببینی ، دلِ من منتظر است من اسیرم که دلم ، در وطن ش جا مانده آه بعد از تو دگر ، مرده ام و جانی نیست من شهیدم که به خاکی ، بدن ش جا مانده عشقِ تو در دلِ من ، مانده نمی دانی تو مثل یک مرده ، که از او کفن ش جا مانده مثل یعقوب ، به دنبالِ تو من می گردم تویی یوسف ، که فقط پیرهن ش جا مانده #ابوالفضل_کرمی_کافی

ادامه مطلب  

افسانه  

درخواست حذف این مطلب
چند برگ ... از گلخانه باقی مانده است سقف و دیواری ازاین کاشانه باقی مانده است عشقها دارد دلم ، چن ... دگر زن، صبرکن گنجهـــا در گوشه ی ویـرانه باقـی مانده است سوختـن فرجام شمع وحاصل پــروانه بود زین میان خوشنـامی پروانه باقی مانده است بارجـانکاهی که افکنـدم زدوش خـویشتن باز سنگـینـی آن، بر شـانه باقی مانده است کاروان عمــر رفـت و خـیـمه ی آمال من پای بر جا ، دست زیر چانه باقی مانده است کـاش ساقی پـر نماید باز، ظرفم را ، دریـغ کمتـر از نیمی از ا

ادامه مطلب  

پایم از اینجا بریده ست و سرم جا مانده است!  

درخواست حذف این مطلب
پایم از اینجا بریده ست و سرم جا مانده است!زخم تردیدی به روی باورم جا مانده است!کاملاً عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از –روح من در عشقهای دیگرم  جا مانده است!اینکه هر شعری که می گویم پریشان می شودتار مویی از تو لای دفترم جا مانده است!آتش در زیر خا تر کماکان آتش است!برقی از چشم تو در خا ترم جا مانده است!با خی شب که خو دم سحر دیدم عجب ! –طرح اندام تو روی بسترم جا مانده است! میروم تا از سر خود ع برداری کنم !تکه هایی از صدایت در سرم جا مانده است!اصغ

ادامه مطلب  

بعد از رفتنت پدر..  

درخواست حذف این مطلب
پیش من خاطره ای از تو بجا مانده هنوز از تو در آینه ی خانه صدا مانده هنوز چه کنم بعد تو انگار ... تنِ سوخته ام نیمه جان در وسط جنگ رها مانده هنوز رفتی و ... ی من بعد تو گورستان است می تپد بی تو چرا این دل وا مانده هنوز ؟ زیر بارانم و حالا به تو می ... شم ردِّ پای تو در این آب و هوا مانده هنوز تا تو رفتی همه رفتند از این خانه ولی دلخوشم با من غم دیده خدا مانده هنوز شستم از ذهن اتاقم غمِ جانکاهِ تو را مانده ام عطر تو در خانه چرا مانده هنوز ؟

ادامه مطلب  

تنها علی مانده است  

درخواست حذف این مطلب
یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده استشمشیر بر دارد هر آن با علی مانده است ب تمام کوچه های کوفه را گشتمتنها علی، تنها علی، تنها علی مانده استای ماهتاب آهسته تر اینجا قدم بگذار!در جزر و مد چاه، یک دریا علی مانده استاز خیل مردانی که می گفتند می مانیمانگار تنها ابن ملجم با علی مانده استای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیندبرخیز! تا برخاستن یک «یاعلی» مانده استمهدی جهاندار

ادامه مطلب  

دلنوشته یک دانشجو  

درخواست حذف این مطلب
دلنوشته یک دانشجو برای دختران و ... ن سرزمینم ایران !!! رد شد ، ولی هنوز ردش مانده است . ای کاش پشت سرش چشمی داشت و می دید و یا دوربینی بود و از دور به او نشان می داد که هنوز ردش مانده است ؛ یا ... ی جرئتش را داشت و به او می گفت که ردش مانده است . کاش وقتی رد می شد ، می دید پشت سرش چند نوجوانی که از مدرسه تعطیل شده بودند چگونه به شلوار تنگ و نازکش نگاه می ... د ، می دید که آن نوجوان به خاطر سن بلوغ و نوجوانیش بعداز دیدن او به چه گناه هایی کشیده شد . ای کاش بر م

ادامه مطلب  

رب به هر آنچه بد نمودم توبه گر در ره توبه من نبودم توبه بسیار جفا به خود نمودم  

درخواست حذف این مطلب
▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️دلنوشته یک پسر دانشجو برای دختران و ن سرزمینم ایران!!! رد شد ، ولی هنوز ردش مانده است. ای کاش پشت سرش چشمی داشت و می دید و یا دوربینی بود و از دور به او نشان می داد که هنوز ردش مانده است. یا ی جراتش را داشت و به او می گفت که ردش مانده است.کاش وقتی رد می شد، می دید پشت سرش چند نوجوانی که از مدرسه تعطیل شده بودند چگونه به شلوار تنگ و نازکش نگاه می د، می دید که آن نوجوان به خاطر سن بلوغ و نوجوانیش بعد از دیدن او به

ادامه مطلب  

عاقبت  

درخواست حذف این مطلب
عاقبت دلبر مرا گریاند و رفت بی وفایی را به من فهماند و رفت داشتم با عشق محکم می شدم ریشه های عشق را سوزاند و رفت نو نهالی بودم از روی گلش او چه بی رحمانه ام خشکاند و رفت امن آغوشش برایم خانه بود بی مروت خانه را لرزاند و رفت مانده بودم زیر چتر پلک او با تگرگی پلک را چسباند و رفت بیقرار از بوسه هایش تا شدم با قراری پسته را خنداند و رفت حرف هایی در دلم جا مانده بود غصه ام را از نگاهم خواند و رفت مانده بودم کیست؟ این مهتاب رو او خودش را زود بشناساند و ر

ادامه مطلب  

شَعری به مناسبت سالگرد ارتحال ... ... (ره) تقدیم به زوندگان راهش.  

درخواست حذف این مطلب
(( غم سن ... ن)) غمش مانده بر دل چه سن ... ن هنوز وپیشانیم مانده پرچیــــن هنوز ******* رقیب دلم گشته چشمان مــن دلم جون دودیده خونین هنوز ******* بُد او عاشقی،عارفی،عابدی که دیدارِاوبوده شیرین هنوز*(1*) ****** چو روحِ خدا رفت پیش خدا بُود ارجعی شمعِ ... ین هنوز(2*) ******* اگرجـه برفت اوولی راهِ او حراست کند یارِ دیرین هنوز (3*) پاورقی ________________________________ (1*)سال دوم یا سوم راهنمایی بودم/سال(1358یا59)با اردوی دانش آموزی قم به دیدن ... ... (ره)رفتیم. (*2)اشاره به ایه «یا ایته نفس

ادامه مطلب  

ملودی  

درخواست حذف این مطلب
 هر بار که فکر میکنم رسیده ام ؛ یک نفر میگوید :هنوز یک ساعت مانده !....عمرم تمام شد ،و قلک زند ... ام ؛پر از سکه های این ی ... اعت هاست... .مثل سکه های باطل شده ی تلفن های قدیم ؛که در کیفم جا مانده......و نمیتوان با آنها زنگ زد...+ ساعتها خیلی دیر میگذرن به این دل بیچاره... 

ادامه مطلب  

مانده ای هنوز !  

درخواست حذف این مطلب
فریاد میزنم که جنابِ آقا ؛ گرمای دست مبارکتان بر روی دست هایم جا خوش کرده اند و خیال رفتن ندارند و تو آنقدر دوری که نمیشنوی . کاش فنجان سفید قهوه میش ت ! کاش چمدانت برای آن درخت سیب پر شاخ و برگ جا داشت . انصاف نیست که من بمانم و شیشه ی عطر مردانه ات و پیراهنی که گاه و بیگاه قاتل جانم میشود . تو رفته ای و مرداد و کافه های شهر مانده اند ... تو رفته ای و جان دل ، مانده ای هنوز ! +میشنوی مرا؟!

ادامه مطلب  

تنها صداست که میماند  

درخواست حذف این مطلب
امشب هلال ماه را نجوا ... . و حوصله نازکش را. همین طوری که می آمدم خانه سرم به هوا بود.به صدای خدا. من به صداهای خدا مطمئن تر از بوق ماشین هام.آمدم کوچه را بگردم به طرف خانه که همان صدای خیلی معلوم بهم گفت: "الهه, همین حالا یک ماشین با سرعت از پشت بهت میکوبد و میمیری"..ترسیدم.چون صدا واضح بود.دل مشغولی نبود.خیال نبود.صدا بود.اصیل و پرطنین. به صدا گفتم این کار را نکن.من هنوز کارهای مهمی دارم.نقش های زیادی مانده که نکشیده ام.شعرهای زیادی مانده که نگفته ا

ادامه مطلب  

شب در طلسم پنجره وا مانده بود و من(محمد سلمانی)  

درخواست حذف این مطلب
شب در طلسم پنجره وا مانده بود و من بغضــی میان حنجره جا مانده بود و من با آن همـــه غریو و غـــرور پلن ... ام یک دره انعکاس صدا مانده بود و من بر خانه ای که آینه حسی سه گانه داشت ابلیس مانده بــود و خـــدا مانده بـــود و من هم آب توبه بود در آن خانه هم ... اخلاص در کنـــــار ریا مانـــده بود و من ابلیس با خدا به تفاهم نمــی رسید تردیدها و دغدغه ها مانده بود و من تـــا شیــــشه مشبک پرهیـــــز بشکند سن ... در آستین خطا مانده بود و من می رفت دل به سمت وس

ادامه مطلب  

عید...  

درخواست حذف این مطلب
امشب شب عیده...تو اومدی و من  تمام خیالم به سویت پرکشیدخوشحال از دیدن نگاه زیبایت نگران از توان نداشتنت...امشب شب عیده..و من تنهای تنها مانده اممانده ام در این چهار دیواری در این حجم گسترده خیالهیچ ... نیس...هیچ ... بی خویشتن خویش مانده امهمه رفتند...در کنج خانه دلتن ... م  نشسته امزانو در بغلم کرده ام چشم به در دوخته به انتظارت...اما...امشب شب عیده ...همه شاد از این عید بزرگلبخند ... ن .... ... کنانمن اما چه نالان و بی تابماشک چشمانم امانم را بریدهمانده

ادامه مطلب  

166_تا کجا باید دوید؟ تا کجا باید دوید یا رب؟!  

درخواست حذف این مطلب
ک وی همواره عاشق مردان معشوقه دار بود . گاها هم دختر دار . گاها هم هم بدون تحلیل معشوقه داری . ک وی را از ایام قدیم چنین عقده ای بر دل مانده بود ک خانه اب شده خانه اب باید کند . ک وی درمانده بود . ک وی وا مانده بود . اینم مث مستیه، باید بگذره بپره +خلسه_اینجوری بهتره

ادامه مطلب  

احمدرضا احمدی  

درخواست حذف این مطلب
از هر لیوانی که آب نوشیدمطعم لبان تـو و پاییـزیکه تـو در آن به جا م ... به یادم بودفراموشی پس از فراموشیامّـاچرا طعم لبان تـو و پاییـزی که تـو در آن گـم شدی در خانه مانده بودما سرانجام توانستیمپاییــز را از تقویم جدا کنیمامّـاطعم لبان تـو بر همه ی لیوان ها و بشقاب هاحک شده بودلیوان ها و بشقاب ها را از خانه بیرون بردمکنار گندم ها دفن ... تـو در آستانه ی در ایستاده بودیتـو در محاصره ی لیوان ها و بشقاب ها مانده بودی ... سوان تـو سفیدامّـالبان تـو هن

ادامه مطلب  

شبیه یک مرداب...  

درخواست حذف این مطلب
چه می بینی ؟ بگو با من... چه قدر راه مانده تا جاده؟ به شیب شب سرازیرم، عطش می زاید این باده! شهرنشینی انتخاب خوبی برای بشریت نبوده، نه هرگز نبوده...مثلا آن که ایده داد خانه ها کنار هم باشند و در همه جا نور چراغ ها، حتی در شب ،نگذارند تاریکی کامل را احساس کنی هیچ وقت فکر کرده وقتی ... ی از صداها خسته است در این شهر چه باید ... د؟ باید به کدام گوشه پناه ببرد تا صدای زنگ خانه و تلویزیون و رادیو و گذر ماشین ها و پچ پچ مردم نیاید؟؟ هیچ فکر کرده که اصلا از کجا

ادامه مطلب  

اربعین حسینی  

درخواست حذف این مطلب
فریاد یا محمدا زینب رسید به کربلا تمام دخترکان را نشانه می ... د به خنده صحبتی از کار ِ خانهمی ... د اگرچه رنج ِ سفر، زخم ِ راه را دیدم دوباره آمدم و قتلگاه را دیدم برای قافله ات بیرق عزا مانده هنوز تکیه ای از خیمه ها به جا مانده هنوز گِردِ مزار ِ تو دشتی از خار است بمیرم ای گُل ِ من دیدنت چه دشوار است هنوز رویِ زمین تیرهای خونین است هنوز رویِ زمین نیزه های سن ... ن است هنوز از بدنت بویِ سیب می آید صدای ناله ی مردی غریب می آید اگرچه خویش به دستِ رباب آو

ادامه مطلب  

هنوز یک نفر مانده ...آنکه عاشق توست  

درخواست حذف این مطلب
هنوز یک نفر مانده ...آنکه عاشق توست هر ی که باشی در هر سنی و موقعیت و جایگاه حتما یک روز در زندگیت آمده و یا حتما می آید که هر چه راه می روی به بیراهه می رسی....به بن بست... هرچه می کنی نمی شود... یعنی میشود؛ اما نه انطور که تو می خواهی ... نمانده ی که به او رو نزده باشی ... نمانده خواهشی که نکرده باشی ... نمانده راهی که نرفته باشی ... ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رهی نمانده تا رهایی...  

درخواست حذف این مطلب
یک چیزی در من هست که کم نمی آورد! بگمانم که من تابحال بخاطر همین چیزست که زنده مانده ام! ... همان حال خوبه بعد از گریه های طولانی ام. همان انگیزه عجیب و غریبی که در من هنوز نشانیش مانده. همان احساس خوب چلانده شدن قلب از غصه و چرک و گریه و بدبختی و بعدش...پهن شدن زیر آفتاب و تلو تلو خوردن سبک بالانه روی بند تنهایی و سکوت...و بخود فکر ی با چشمان شسته شده!

ادامه مطلب  

می شود درگیر غم هر که شعرم خوانده است  

درخواست حذف این مطلب
مانده عشقت بر دلم اما نگاهت رفته استقلب من از دوری ات دیگر که زار و خسته استاز غمت بیدارم و هر شب نمی خوابم دگرجر نگاه خیس من هر آدمی خو ده استآنقدر اندوه و غم در شعر خود آورده اممی شود درگیر غم هر که شعرم خوانده استخود بگو ای عشق من در این جهان یا آن جهانهمچو من دلتنگ تو آیا ی هم بوده استخوب می دانم دگر پیش خداوندی عزیزقلب من اما هنوز در انتظارت مانده استمحمدصادق رزمی

ادامه مطلب  

بیمه عمر مانده بد ... ار  

درخواست حذف این مطلب
بیمه عمر مانده بد ... ار بیمه عمر، قراردادی است که به موجب آن بیمه گر در مقابل دریافت حق بیمه از بیمه گذار، متعهد می شود که در صورت فوت و یا حیات بیمه شده در زمان معینی، مبلغی به عنوان سرمایه و یا مستمری به استفاده کننده (بیمه گذار یا شخص ثالث تعیین شده از طرف وی و یا وراث قانونی) بپردازد. در این نوع بیمه، خطر فوت بیمه شده در راستای جبران بازپرداخت وام بیمه شده، با سرمایه نزولی بیمه می شود و شرکت بیمه سرمد متعهد می شود در صورت فوت بیمه شده، مانده ب

ادامه مطلب  

رابطه بین میزان حضور ک ن عقب مانده در خانه با اختلالات اضطر همشیرها  

درخواست حذف این مطلب
نام محصول: رابطه بین میزان حضور ک ن عقب مانده در خانه با اختلالات اضطر همشیرهادسته: علوم انسانی / روانشناسی و علوم تربیتیفرمت: ورد (word.doc) تعداد صفحات: ۸۸قیمت محصول: ۲۲۰۰۰ تومانتوضیحات بیشتر: بدون نیاز به ویرایش مجدد ادامه مطلب

ادامه مطلب  

لطفا درخت نباشید!  

درخواست حذف این مطلب
یکی از تمام چیزهایی که شما نمیدانید این است که من در زندگی ام چند دقیقه درخت بوده ام!یک درخت با برگ های قهوه ای و نارنجی و زرد...و چشم هایی که بوی قهوه ی سوخته ی ته فنجان را داشت... راستش را بخواهید هنوز حسرت شاخه های خشک و برگ ریزی که نداشتم؛ به دلم مانده است. بعدتر یک توت فرنگی بودم. صورتی صورتی با دانه های درشت قهوه ای... بعدترش دیگر دلم نخواست چیز جدیدی باشم! چیزی خط عمیقی انداخته بود به روحم ؛ که جایش مانده بود. مانده بود و دیگر قرار نبود جز خودم

ادامه مطلب  

چند پاندا در طبیعت باقی مانده است؟  

درخواست حذف این مطلب
کمتر از 1000پاندا ی وحشی هنوز در زیستگاه طبیعی خود در جنگل های کوهستانی جنوب چین زند ... می کنند.تعداد کمی پاندا در طبیعت باقی مانده است زیرا آنها از ... اهی تغذیه می کنند که خیزران یا بامبو نام دارد.و در آن منطقه کمیاب شده است. مشکل دیگر این است که پاندا ها در طول عمرشان فقط چند بار بچه دار می شوند.که خیلی از آنها هم در بچ ... می میرند.

ادامه مطلب  

هنوز یک نفر مانده ...آنکه عاشق توست  

درخواست حذف این مطلب

دو ماه تا کنکور  

درخواست حذف این مطلب
صدای باد را در گردنه حرکت شنیدم! فتح قله ها مرا به خود میخواند امیدوارانه، تا انتها یک توان ، راه باید رفت. پاهایم در تکرار گام های خوشایندی مجذوب شده کشش هایی قدم هایم را هدایت خواهد کرد در جدال با سختی های صعود در آ ین بلندای پرواز اوج را حس خواهم کرد و باور صعود در وجودم ، دوباره شکفته خواهد شد... دوماه هشت هفته شصت روز این تمام چیزی است که برای من مانده تمام زمانی که دارم دو ماه است برای رویاهایی که در طول سال داشتم برای برآورده آرزوهایم باید

ادامه مطلب  

یکصد و پنجمین روز بعد از گذشت سه سال...  

درخواست حذف این مطلب
آدم ها مى آیند و مى روند و این تویی که هنوز در ذهنم مانده اى آدم ها دهان مرا از خنده پر مى کنند آدم ها چشم هاى مرا از گریه پر مى کنند و این تویى که هنوز در قلبم جاى خالیت پر نمى شود هنوز دوستت دارم و باور این جمله به اندازه ى وقتى که مشت زندگى را باز کنى و بفهمى پوچ بوده است سخت است باورش سخت است که هنوز دوستت دارم...

ادامه مطلب  

دلم گرفته است...  

درخواست حذف این مطلب
دلم گرفته است‎مثل پنجره ای که رو به دیوار باز می شود ‎دلم گرفته است‎و جای خالی دستهایت‎بر بندبند بدنم درد می کنددلم گرفته ‎و عصر بی حضور تو‎به هر هفت روز هفته ام سرایت کرده است‎ دلم گرفتهروی دست خودم مانده ام‎شبیه ابری شده ام‎که به شاخه ی درختی گیر کرده است‎و با این حال‎چگونه حتی ‎خیال با داشته باشم وقتی‎تنها میراث بر جای مانده ات‎همین بغضی ست‎که از تو‎در من‎به یادگار مانده است... .

ادامه مطلب  

چیزی به یادت ماندست .....  

درخواست حذف این مطلب
ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تلخ، مرا باز بساز در خودم، گُم شده ام،تا که بجوُیَم خود راخُمِ می را به سَرم ریز و به راهم انداز وای از این خاطرِ آزرده،که تسکین نگرفتداد و بیداد، که آن رفته، نمی آید باز دستِ شوریده شناسی،دلِ ما را ننواختدستِ لطفی تو برون آور و ما را بنواز دَر چه شب ها، که نبودی و به یادت بودیممن و دل، با همه ی بارِ غم و شیب و فراز راستی،چیزی از آن دوره، به یادت مانده است؟مانده در یادِ تو، یک حرف از آن راز

ادامه مطلب  

حرف مفت نزن!  

درخواست حذف این مطلب
اصطلاح حرف مفت زدن داستانی داره که خالی از لطف نیست! در زمان ناصرالدین شاه اولین تلگراف خانه تأسیس شد اما مردم استقبالی ن ... د و ... ی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود. به ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بی مشتری مانده و کارمندانش انجا بیکار نشسته اند دستور داد به مدت یک ماه مردم بیایند مجانی هرچه می خواهند تلگراف بزنند و چون مفت شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی دیدند پیام هایشان به مقصد می رسد وهجوم مردم روز به روز زیادتر شد در حدی که دی

ادامه مطلب  

پنج ساعت مانده به طلوع آفتاب  

درخواست حذف این مطلب
پنج ساعت مانده به طلوع آفتاب ، در لفافه ی یک تبسم، اشک ها شایعه د طعمِ زمان در کام ایام؛ شور خواهد شد ولی غرورِ لبخند حاضر نبود به نفع هیچ غم و غصه ای از صورت مسئله پاک شود اما وقتی فیلسوفِ صاحب خانه به خاطر چکه سقف طبقه بالا کشیده ای محکم به صورت شاعر مستأجرش زد، اول این لبخند بود که باور نکرد تا اینکه گل سرخی را برای تسکین از هراس روزهای پَس و پیش سر ب د و اندام اش را به آتش سپردند ، تبسم وقتی به هوش آمد که دیگر غروب شده بود و بوی گلاب همه جا را ف

ادامه مطلب  

مناجات ... زمان(ع)  

درخواست حذف این مطلب
دلم هوای تو کرده هوای آمدنت صدای پای تو آید صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما سری به خانه ی ما زن صفای آمدنت هنوز مانده به یادم که مادرم می خواند زمان کودکی ام قصه های آمدنت حساب ... و دیدم که با حساب خودم تمام عمر نشستم به پای آمدنت چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم چقدر ... بخوانم دعای آمدنت نیامدی و دلم را ش ... تی ای مولا چه نذرها که ن ... برای آمدنت

ادامه مطلب  

نیما یوشیج- چون سراغ از هیچ زندانی نمی گیرند  

درخواست حذف این مطلب
پاسها از شب گذشته استمیهمانان جای را کرده اند خالی. دیرگاهی استمیزبان در خانه اش تنها نشستهدر نی آجین جای خود بر ساحل متروک میسوزد اجاق اواوست مانده.اوست خسته مانده زندانی به لبهایشبس فراوان حرفها امابا نوای نای خود در این شب تاریک پیوستهچون سراغ از هیچ زندانی نمی گیرندمیزبان در خانه اش تنها نشسته

ادامه مطلب  

گذشت ۲۷ سال از جنگ و های باقی مانده آن و مشکلات مردم آن مناطق  

درخواست حذف این مطلب
اگر سفری به شهر های مرزی جنوبی ایران کرده باشید خواهید دید که در این دوران بعد از انقلاب هنوز که هنوز خیلی از های جنگ در شهر های مرزی ایزان باقی مانده از جمله ساختمان هایی که در زمان جنگ اب شده بودند و به دلیل انکه تمردان ما فکر می کنند همه جای ایران تهران و چند شهر خاص دیگر است به این شهر های مرزی حتی نگاه هم نمی اندازند و به همین دلیل قسمتی از خاک ایران کاملا صرف ی ری شده است و برای انکه مسئولین به این شهر ها دقت نمی کنند مردماین شهر ها کار درست

ادامه مطلب  

فضول باشی!  

درخواست حذف این مطلب
خانم یدار را دو سه بار بیشتر ندیده بودم. بار آ نشسته بودیم کنار هم در انتظار رتق و فتق کارهای دفترخانه. نیم ساعتی گذشته بود و هنوز کارمان را راه نیانداخته بودند. موبایلم را از کیفم درآوردم و مشغول چک تلگرام شدم . بعد آمدم اینجا و یکی دو تا وبلاگ دیگر و خلاصه مشغول خواندن بودم که خانم یدار با دلسوزی گفت: خیلی ریزه ها چشات اذیت میشه! مانده بودم از دلسوزیش تشکر کنم یا اعتراض کنم که سر تو توی گوشی من چه کار می کند؟! یاد بیلبوردهای نصب شده در مترو افتا

ادامه مطلب  

که مى گوید مأیوس نباش؟  

درخواست حذف این مطلب
آه ازین ناپاییز.. آه ازین فصلى که هیچ شبیه خودش نیست.. که فقط اسمش پاییز درآمده.. نه سرمایى.. نه بارانى.. آه ازین ناپاییز.. من به این فصل بى رمق سخت مشکوکم.. که غریب مانده انگار.. و بى حوصله پشت پنجره نشسته و دماغش را چسبانده به شیشه.. که دلش یک لیوان چاى داغ با هیچ ... را نمى خواهد.. این ناپاییز سخت چسبیده به من.. ولى هنوز سر قولى که داده است مانده.. این پاییز و بارانش.. میعادگاه ابدى من و یار.. من ولى از آمد و شد این فصل ها مأیوسم.. "که مى گوید مأیوس نباش؟!.. م

ادامه مطلب  

⬅...ادامه لیلة المبیت⬅  

درخواست حذف این مطلب
چهل مرد از قبایل عرب انتخاب شده بودند تا محمد امین را شباهنگام در بستر به شمشیر میهمان کنند وقال قضیه را ند پیش ازآنکه پایش به یثرب برسد و آنجا را به مدینه بدل کند حالا دیگر خدیجه ای در کنارش نبود ونه ابوطالبی که به حمایتش شمشیر برکشد محمد مانده بود فاطمه محمد مانده بود و علی محمد مانده بود وحوضش...

ادامه مطلب  

انتقال مانده بدهی تسهیلات بانک مسکن  

درخواست حذف این مطلب
انتقال مانده بدهی :شرایط پذیرش درخواست انتقال مانده بدهی تسهیلات فروش اقساطی به غیر :1- انتقال مانده بدهی تسهیلات با س ... با واریز یکجای 10 % مانده بدهی پس از ... ر سود سالهای آتی امکانپذیر می باشد . لازم بذکر است مبالغ واریزی یکجا بابت درصدی از مانده بدهی صرفاً از مانده بدهی ... رگردیده و جزو اقساط آتی مشتری محسوب نمی گردد .2- انتقال مانده بدهی تسهیلات فروش اقساطی ازمحل اوراق گواهی حق تقدم استفاده از تسهیلات بدون نیاز به واریز درصدی از مانده بدهی ت

ادامه مطلب  

پیاده می روم "این " راه بی نهایت عشق ...  

درخواست حذف این مطلب
یک:وقتی می آیم ...توسفرکرده ای ...وازتو یک خانه مانده است ...می شود مهربانی دست های تو باشد ...بماند...خانه داریم !!!...دو:آن میوه بهشتی که خورده ایم درراه تو ...آیا همه مریم ایم ؟!پس مائده های بهشت چیست؟...درراه بهشت هستیم و تو به یاد ما ...سه:بوسه ی من با اشک آمیخته است ...ببخش...نمی توانم اینجا که می رسم ...شادی ام را "هم"همراه بیاورم !!!چهار:صحبت از یاد تو بود ...ملیونی آمده ایم ...شاید فردای زمان "که عشق به فریادمان رسد "میلیاردها شویم !پنج:گویا خلاف به عرضتان ر

ادامه مطلب