آفتاب سوزان بهتر است از جهنم سوزان!  

درخواست حذف این مطلب
میگن انسان عاقل ی نیست که خوبی را از بدی تشخیص دهد بلکه عاقل ی است که از میان دو بد ، بد را انتخاب می کند نه بدتر را ! حال شما ای کافران خودتان انتخاب کنید ، آفتاب سوزان یا جهنم سوزان !!

ادامه مطلب  

برنارد !  

درخواست حذف این مطلب
لویل گفت : "برنارد کجاست ؟ چاقوی من پیش اوست . در ابزارخانه داشتیم قایق می ساختیم که سوزان آمد از کنار ما گذشت . و برنارد قایقش را رها کرد و دنبال سوزان راه افتاد . چاقوی من ، آن چاقوی تیز که قایق را می برد ، با خودش برد . برنارد مثل یک سیم آویخته یا دنباله ی ش ته ی زنگ همیشه در تقلاست . مثل جلبک دریایی است که بیرون پنجره نشسته باشد ، یک لحظه خشک است و لحظه ی بعد خیس . مرا سر در گم بجا گذاشت ، خودش دنبال سوزان رفت ، اگر سوزان گریه کند برنارد چاقوی مرا به

ادامه مطلب  

بی تو حالم از غمِ، این عشق سوزان خوب نیست  

درخواست حذف این مطلب
مثل حالم از غمت، احوال تهران خوب نیستآسمانش مثل من، گشته پریشان خوب نیستخش خش برگ خزان، در ماه آبان و غمتبی تو تنها بودنم، در ماه آبان خوب نیستبی تو باران می زند، آتش به این احساس منعابری تنها شدن، در زیر باران خوب نیستآتش عشقت هنوز، در ام دارم عزیزبی تو حالم از غمت، با عشق سوزان خوب نیستمی کشد من را عزیز، این غم که در باران و برفجای تو در زیر خاک، در این زمستان خوب نیستمحمدصادق رزمی

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
هنوز هم باور نمیکرد. یک هفته بود که کارش شده بود روی تاب قدیمی نشستن و به نقطه ای نامعلوم خیره شدن. آنا بود که با چشم هایی اندوه بار از پشت پنجره نگاهش میکرد. یک هفته بود که خواهرش را شاد و پر جنب و جوش ندیده بود. سوزانی که یک لحظه یک جا بند نمیشد. و حالا یک هفته ی تمام در سکوت روی تاب نشسته بود. حتی تاب هم ذره ای تکان نمیخورد. آنا مدام فکر میکرد. اگر یادش نرفته بود دست گل سوزان را ب ... رد... اگر پیتر چند لحظه منتظر میماند تا چراغ ... شود... اگر راننده ای ک

ادامه مطلب  

سلام طبیب  

درخواست حذف این مطلب
می نشینم لب ایوان خاک گرفته تشنه لب ، کنار چتر پهن شده گل های ناز یخی زیر آفتاب داغ و سوزان ظهر کویری . فضای اطرافم پر است از سکوت دلنشین ظهرهای کودکی ام ، آسمان بلند و آبی ، پاک و آرام بالای سرم می درخشد . دست روی خاک زمین می کشم و با خودم می شم : تنها همین یک نقطه از زمین پهناور خداست که به من این آرامش بی نظیر را هدیه می دهد .تنم تبدار می شود از گرمای سوزان خورشید . بی تکلف ، دراز می کشم و دل میدهم به ارامش و سکوت و گرما و روحم را به دست طبیب می سپارم

ادامه مطلب  

12754 - ۱۰۱ روش بازاری اینترنت  

درخواست حذف این مطلب
موجود - فروشگاه - ق : ۵۰  ه.ت - نویسنده : سوزان سویینی - نشر ناقوس - ۱۳۸۴ ش - ۶۰۰ ص - ی - شومیز

ادامه مطلب  

وقتی قرار بر همیشه ماندن نیست ، همیشگی  

درخواست حذف این مطلب
در من غم آرامی ست که رهـــــایت میکنم به امــــان روزهــــــا ...فقط ...تنـــور ی سوزان ما به یاد آرید / کز آتش دل ما پخته شد خام شما پ.ن : گاهی اوقات از یه رویای تعبیر نشده فقط یک طعم گس ته ذهنت می مونه ...اول مرداد / 17:10

ادامه مطلب  

گناهم را نمیدام  

درخواست حذف این مطلب
دلم یک کنج دنج میخواهد شاید گوشه یک ایوان با یه میز چوبی و ارزان برویش دوتا فنجان به زیر نم نم باران تو باشی با لبی خندان لبانم را به بوسه ای سوزان کنی مهمان سرم بر ... ات جانان سپارم گوش بر نغمه باران . شود درد دلم درمان ...

ادامه مطلب  

آگاهی  

درخواست حذف این مطلب
آگاهی؛ نوشته رابرت ون گولیک؛ ترجمه یاسر پوراسماعیل؛ چاپ اول؛ نشر ققنوس؛ 1393 آگاهی؛ نوشته سوزان بلکمور؛ ترجمه رضا رضایی؛ چاپ اول؛ نشر فرهنگ معاصر؛ 1387 هر دو کتاب موجز و مختصر هستند و در عین حال بسیار مفید. ویژ ... مشترک هر دو کتاب هم ترجمه های خوب و قابل اعتماد آنهاست. کتاب سوزان بلکمور از مجموعه کتاب هایی است که ... آ ... فورد در موضوعات مختلف و با عنوان a very short introduction منتشر کرده و نویسنده اش روانشناس است. کتاب ون گولیک نیز مدخل آگاهی در دانشنامه فل

ادامه مطلب  

روضه حسین علیه السلام(غارت لباسهای حضرت)  

درخواست حذف این مطلب
آتش عشق تو در ی سوزان من است ع لبخند تودر دیده ی گریان من است چه نثار تو کنم تا که قبولت افتد بهترین هدیه ی ناقابل من جان من است ادامه مطلب

ادامه مطلب  

سوزان رایس خطاب به ترامپ: ت باش  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری ایسنا: مشاور امنیت ملی رئیس جمهور پیشین از مداخله های دونالد ترامپ در ماجرای برخی اعتراضات در ایران انتقاد کرد و از وی خواست تا " ت باشد". ...

ادامه مطلب  

شعله ور شدن  

درخواست حذف این مطلب
از دور به مانند شعله ای شمع بودی در تاریکی مطلق نزدیکت شدم نزدیکتر آنقدر نزدیک که اکنون احساس می کنم در برابر خورشیدی سوزان ایستاده ام قصدم این بود که از گرمایت وجودم را سرشار کنم اما حالا وجودم در حال شعله ور شدن است.

ادامه مطلب  

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم  

درخواست حذف این مطلب
عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیمعشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیمهرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیمدل اگر تاریـــــک اگر خاموش بسم الله نورگر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیمنامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش توییاز سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیمسوره ی والیل من بــــرخیز و والفجری بخواندل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیمقل هو الله احــــــــد قل عشق الله الصمدراز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیــم ... سویت را بـــازکــــ

ادامه مطلب  

10936 - آموزش شطرنج  

درخواست حذف این مطلب
موجود -   فروشگاه    -    نویسنده : سوزان کال     -   مترجم :  فرهاد همت خواه       -     نشر  :   عصر کتاب        -     چاپ  چهارم      -    تهران     -  1379   ش     -  62   ص    -     رقعی     -    شومیز    - مصور - 

ادامه مطلب  

سرود بزرگراه  

درخواست حذف این مطلب
بزرگراهم من، بزرگراهی دراز ، سفید، پر پیچ وخم هرکرانه دریا را به کرانه دیگر می پیوندم و مردم را به مردمانی دیگر: ستون فقرات زمینم من ی تپه ها را به آرامی می پیمایم و آن گاه، تند و چالاک فرود می آیم به نقطه ای متروک. بر فراز رودخانه و دریاچه گام برمی دارم- می گذرم از بین دشت و مزرعه و شهر و شن ها و گرمای سوزان بیابان. با خنده ی جویبار می خندم وبا درختان کنار راه می گریم که قامتشان از باد خمیده و ش ته است.

ادامه مطلب  

رمض  

درخواست حذف این مطلب
به زودی فریادش بلند میشود که ای وای بر من که هلاک شدم ! و در شعله های سوزان اتش دوزخ می سوزد او در میان خانواده اش پیوسته (از کفر و گناه خود ) مسرور بود! او گمان می کرد که هرگز بازگشت نمی کند اری پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اع را برای حساب ثبت کرد ) سوگند به شفق ... از ان جهت رمضان (رمض) نامیده شده که سوزاننده ی گناهان هست و تو چه میدانی شب قدر چیست

ادامه مطلب  

خواب  

درخواست حذف این مطلب
دیدم به خواب وقت سحرشهزاده ای زرین کمرنشسته بر اسب سفیدمی رود از کوه و کمرمی رفت و آتش به دلم می زد نگاهشمی رفت و دیدم که بود چشمم به راهشترسم دلم رسوا شوددریا شود این دو چشم پر آبمتا آن که در بیداری ام پیدا شود آن که آمد به خوابمشهزادۀ رویای من شاید توییآن که روزی در برم آید توییاز خواب نوشین ناگه پ دردا که دیگر او را ندیدم به خداجانم رسیده از غصه بر لببس آه سوزان از دل کشیدم به خدا

ادامه مطلب  

ای تپش های تن سوزان من  

درخواست حذف این مطلب
کاش امشب کنار تو بودم. در آغوش تو به خواب می رفتم. دست های تو آرامم می کرد. نفس های تو در گوشم می شد. کاش مرا به نام بخوانی. کاش مرا به جان بخواهی آقای عزیز. می خواهمت؛ بی تاب و بی قرار می خواهمت . پر هاب و تمنا می خواهمت. اما زبانم از گفتنش الکن شده است. چگونه به زبان بیاورم تمنای جان را؟ من از خواستنت می ترسم. تو مرا صدا بزن. بگو آدمی چه کند با خواهش دل، با خواهش تن با خواهش جان آقای عزیز.

ادامه مطلب  

شما کجایید؟  

درخواست حذف این مطلب
من اینجام. با بینی ِ  روان  و گلویی به غایت سوزان...!

ادامه مطلب  

گرمای دلت همیشه مردادی باد  

درخواست حذف این مطلب
هیچ وقت عاشق تابستان نبوده ام، نه تنها عاشق که هیچ گاه دوست دارش هم نبوده ام، تابستان برای من یعنی ظهرهای گرم و سوزان مرداد و شهریور، عصرهای حبس شده در خانه از ترس شرجی نفس گیر، سیلی های بی رحمانه ی تَش باد بر گونه های سرخ تیر، خلوت زود هنگام رخنه کرده ی اوایل ظهر در دل شهر، تنهایی هراس انگیز و تشنگی عابر خسته در کوچه پس کوچه های سوزان، فریاد های گم شده در صدای کولر، شرشر عرق کارگر خسته ی نشسته در سایه و هجوم وحشیانه ی باد گرم بر تن نحیفش، پیراه

ادامه مطلب  

اثبات  

درخواست حذف این مطلب
یک مدلی از افراد هستند که درصدد اثبات تفکرات خودشون نیستند بلکه درصدد نقض تفکرات دیگران هستند! یعنی جای اثبات فقط یک تفکر، سعی می کنند تفکرات چند میلیون نفر رو نقض کنند! لا یستقیم العالمالّا برأس مائلعلی کتف من نحب!-سوزان علیوان-جهان استوار نمی ماند/ مگر با سری خمیده/ بر شانه ی که دوستش داریم!

ادامه مطلب  

من دوربین ندیدم دست حوری  

درخواست حذف این مطلب
)اقای شمع سوزان اشاره داد پشت سرمو نگاه کنم و یکهو دیدم یه حوری زیبا پشتمونه . گفتم بلی خانم خوشگلی ه همه یکهو با هم گفتن دوربین رو نگاه گن!

ادامه مطلب  

زیر بارانش ز غم،من گریه پنهان می کنم  

درخواست حذف این مطلب
در خزان خود را ز غم، درگیر باران می کنمزیر بارانش ز غم، من گریه پنهان می کنمعابری تنها شوم، آن لحظه از اندوه و غمتا فراموشت کنم، عزم خیابان می کنمآمدم ترکت کنم، اما ز نو آبان رسیداز دوباره یاد تو، در ماه آبان می کنمدر شب بارانی اش، در لحظه تنهایی امگریه ها از غصه ات، از عشق سوزان می کنمخش خش برگ خزان، یاد تو و باران نمزیر بارانش ز غم،من گریه پنهان می کنممحمدصادق رزمی

ادامه مطلب  

فدای سر بریده ات  

درخواست حذف این مطلب
آقاجانم مولا جانم تا عمر دارم شرمنده تو ام آقا ببخش به بزرگواری خودت ببخش تو رو به خون علی اکبرت ببخش ما بلد نیستیم مثل علی اکبرت جوونی کنیم ما فقط بلدیم آ ت تباهی کنیم خودت دست به کار شو ما رو علی اکبر وارانه بزرگ کن آقا معصیت هامون توان پاهامون رو گرفتن تو دست گیری کن و بلندمون کن آقا بلندم کن فدای سر بریده ات تو رو به اشک های زینب به دادم برس به تب سوزان سجادت ، به دست های کوچک رقیه ببخش و تو رو به اسم مادرت ، دل هایمان را به عشق خودت نورانی کن

ادامه مطلب  

مادر  

درخواست حذف این مطلب
آسمان طوفانی شد ابرهای تیره بر آسمان قلبم برافروخته میبا د دیگر طاقتم تمام شده بود گویا داشتم در سرمای باران میسوختم. دیگر نمی توانستم فکر کنم قطرات باران مانند تکه هایی سوزان بر زمین قلبم فرود می آمدند و بزر کینه را در درونش وشان می د تا اینکه فرشته ای با چادر سپیدش که همچون بالهایی بزرگ بودند مرا نجات داد او مادرم بود. مهدی

ادامه مطلب  

جنون ...  

درخواست حذف این مطلب
من ، نمی دانم کجای راه ایستاده ام وقتی هزار بار به خودم ؛ به پاهایم به چشم هایم شک میکنم ... تو برزخ تردید را هرگز نچشیده ای ، که این چنین مقابل من به لبخند می ایستی ... لبخند می زنی و مرا ... زانو های سست م را سست تر می کنی ... لبخند می زنی و ی افروخته ام را افروخته تر می کنی ... این همه سوختگی ... این همه آه این همه داغ بر این دل ، سنگینی می کند ... توان ِ این دل ، توان این جسم توان این روح اگر این است ؛ پس چرا صبرش نیست ؟ پس چرا قرارش نیست ؟ پس چرا جای آن که روز

ادامه مطلب  

راز صدو سی و چهار  

درخواست حذف این مطلب
امدیم نبودید رفتیم هیچ کجای جهان دیگر بی تو رفتنی نیست باید بیایی تا بیایم بمانم ورنه تمام امدن هایم نصفه کاره نرسیده مقصد را زیر قدمهای نیمه کاره مسافر له میکند. . . . کویر لوت م بی تو تشنه و بی رهگذر گاه طوفان شنی جاده تماشایم را به سوی تو می بندد گاه گداخته خورشیدی بی مبالغه سوزان ام کرده روی جگر تب کرده ام تاول میکارد کلات کلات روی هم انباشته میشوم و به فرسایش روزها و سالهای بی تو به تپه ماهوری در ا ین نقطه جهان می رسم که به انتظار امدنت کویر

ادامه مطلب  

گشته پرگل  

درخواست حذف این مطلب
گشته پرگل دامن داد از دامان تو جان گرفته ریشه ی اردیبهشت از جان توگرمی هُرم نفسهای تو در مرداد نیست آرزو دارد که باشد لحظه ای مهمان توعطر موهای تو را با خود ندارد نوبهار شد خجل شهریور از این آتش سوزان توتا به دستت می سپارد دستهایش را خزان بوسه ای از مهر می بخشد به انگشتان توردپایت یادگاری مانده روی برفها گشته بهمن شادمان از چهره ی خندان توباتو باشم زیر باران چتر می خواهم چکار گاه گاهی سایبانم می شود مژگان توماه آبان با تمام سردی اش دلگرم توست

ادامه مطلب  

تو اما خواهی آمد  

درخواست حذف این مطلب
شب نمی خواهد که بیایدتا تو نیاییو من نیز نتوانم که بیایممن اما خواهم آمدبا توده آتشینی از کژدم ها بر شقیقه امتو اما خواهی آمدبا زبانی سوزان از باران نمکروز نمی خواهد که بیایدتا تو نیاییو من نیز نتوانم که بیایممن اما خواهم آمدو میخک های جویده را برای غوک ها خواهم آوردتو اما خواهی آمداز مجراهای تاریک زمیننه روز و نه شب می خواهند که بیایندتا بسوزم من از اشتیاق توو بسوزی تو از اشتیاق منفدریکو گارسیا لورکا مترجم : علی اصغر فرداد

ادامه مطلب  

با تو ای عشق  

درخواست حذف این مطلب
روزهای بی آرزوشبهای بی رویاهمه مرا جا گذاشتندزندانی هیچ حسرتی نیستمرها شده ام ز بغض و غملبهایم را با تو یافتمبا بوسه هایتبا لبخندی که به حضورت می زنندچشمهایم آتشکده غم نیستنمی سوزم در شعله های هجرآسمان با تو آبی استآبی با تو آبی استدریاچه رویا این بود و با تو آن را کشف من خورشید را پیدا گرما دارددلگرمی می دهدسوزان نیست چون شعله های دل ش تهنور را پیدا نور با حکایت عشق معنی داردکه جز عشق همه دنیا تاریکی استحتی اگر ستارگان و مهتابش بخواهند فری

ادامه مطلب  

درهای_دوزخ  

درخواست حذف این مطلب
تنها و رها شده ایم چون ک نی گم کرده راه در جنگل، وقتی تو روبه روی من می ایستی و مرا نگاه می کنی، چه می دانی از دردهایی که درون من است، و من چه می دانم از رنج های تو... و اگر من خود را پیش پای تو به خاک افکنم و گریه و زاری سر دهم تو از من چه می دانی بیش از آنچه از دوزخ می دانی آنهم آنچه دیگری برای تو بازگو می کند که سوزان است و دهشتناک از این رو ما انسان ها باید چنان با احترام چنان شناک و چنان مهربان پیش روی هم بایستیم که در مقابل درهای دوزخ!  #فرانتس_کا

ادامه مطلب  

یاران غواص  

درخواست حذف این مطلب
یاران عاشق آمدید ،چرا بی نشان آمدید دسته دسته کبوتر غریب با کاروان آمدید جز اشک و آه ،نوحه ای به هدیه نبود با استخوان ش ته با دل سوزان آمدید سالها غواصان نیلی مجنون در زیر خاک دست بسته از خاک به حال ما گریان آمدید در این تنگی نفس ببین غروب بی پایان را خود غرق مجنون لیک چه با طغیان آمدید دل سوخته مادران ز آتش هجر عزیزان مرهمی بر دل خواهران ،شکر فراوان آمدید داغ عشقی که از فراقتان مان کشید با چفیه سفید به سامان دل ویران آمدید چشم دل بین سیل ملائک

ادامه مطلب  

نه ماه در ...  

درخواست حذف این مطلب
نه ماه ست در برکلی زند ... میکنم. تجربه ام از اینجا رو این دو استعاره بیان میکنه انگار سوار ماشین زمان شدم و دویست سال در تاریخ جلو آمدم. انگار همه ریشه ها م و همه شادی ها م و غم هام و مکانیسم های روانی دفاعی ام قطع شدن و تنها با تلفن به گذشته و سرزمین خودم وصل ام. این جلو آمدن در تاریخ و دور ماندن از سرزمین مادری من رو اوایل شگفت زده و اکنون افسرده کرده ست. اینجا خورشید گرم نیست. انگار در درون من هم به همون نسبت سرد و بی روح تر شده. برگشت برام معنای ی

ادامه مطلب  

دوست خاموش و گویای بشر:کتاب  

درخواست حذف این مطلب
تو می شود سفر کرد. با تو می شود مهمان دقایق روشن و تاریک تاریخ شد. با تو می شود در شهر ذهن ارسطو و افلاطون، خانه ای گرفت، می شود کنار شب زنده داری های بوعلی نشست و به نغمه های غیبی لسان الغیب، دل داد. می شود پا به پای ناصر خسرو، از این دیار به آن دیار گذر کرد. می شود با سهراب، به گلستانه رفت و از بوی علف، مست شد. می شود به سرزمین های دور، هجرت کرد. می شود کنار سجاده مرطوب سید ساجدین، به لهجه ملکوتی فرشتگان عادت کرد. می شود کنار خندق، نظاره گر نبرد مقا

ادامه مطلب  

هرگز دور نشو  

درخواست حذف این مطلب
تنت می تواند زندگی ام را پر کندعین خنده اتکه دیوار تاریک حزنم را به پرواز در می آوردتنها یک واژه ات حتیبه هزار تکه می شکند تنهایی کورم رااگر نزدیک بیاوری دهان بی کران ات راتا دهان منبی وقفه می نوشمریشه ی هستی خود راتو اما نمی بینیکه چقدر قرابت تنتبه من زندگی می بخشد وچقدر فاصله اشاز خودم دورم می کند وبه سایه فرو می کاهدمتو هستی ، سبک بار و مشتعلمثل مشعلی سوزاندر میانه ی جهانهرگز دور نشوحرکات ژرف طبیعت اتتنها قوانین من اندزندانی ام کنحدود من

ادامه مطلب  

قرآنی که از زیر آوار پلاسکو سالم خارج شد + ع  

درخواست حذف این مطلب
تصویری از قرآنی که از زیر آوار پلاسکو سالم خارج شد ساختمان پلاسکو حادثه دردناکی برای همه بود. به گزارش تکناز در ششمین روز از آوار برداری از ساختمان پلاسکو ، آتش نشانان فداکار توانستند قرآنی را سالم از زیر آوار سوزان پلاسکو خارج کنند . همچنین چند دسته چک که تقریبا سالم مانده بودند نیز خارج شد . [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

قرآنی که از زیر آوار پلاسکو سالم خارج شد + ع  

درخواست حذف این مطلب
تصویری از قرآنی که از زیر آوار پلاسکو سالم خارج شد ساختمان پلاسکو حادثه دردناکی برای همه بود. به گزارش تکناز در ششمین روز از آوار برداری از ساختمان پلاسکو ، آتش نشانان فداکار توانستند قرآنی را سالم از زیر آوار سوزان پلاسکو خارج کنند . همچنین چند دسته چک که تقریبا سالم مانده بودند نیز خارج شد . [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

مجموعه فوق العاده ارزشمند شطرنج پیشرفته پولگار سری اول a nced-polgar chess university  

درخواست حذف این مطلب
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} مجموعه فوق العاده ارزشمند شطرنج پیشرفته پولگار سری اول a nced-polgar chess university پولگار شطرنج بسته نرم افزاری پیشرفته قسمت 1 تا 10 توسط: بزرگ سوزان پولگار سری اول شامل 10 درس بسیار مفید و آموزنده فرمت:mp4  نسخه اورجینال قابلیت پخش در تمام سیستم عامل ها (ویندوز,اندروید و ...) تعداد ویدئوها: 20  محصول

ادامه مطلب  

آنها برمی گردند  

درخواست حذف این مطلب
من بعد از هزار سال تمام باز حتی روزی مرده ام ، به خانه بازخواهد گشت... تو از این تنبوره ن توی کوچه نترس ... نمی گذارم شبهای ت پاییزی از هول و ولای سوزان باد بترسی... من هر کجا که باشم باز کفن بر شانه از اشتباه مرگ می گذرم .. می آیم مشق های عقب مانده ی تو را می نویسم .. پتوی چهارخانه ی خودم را تا زیر چانه ات بالا می کشم و بعد طوری ی خانه را کنار می زنم که باد از شمارش مردگان بی گورش نفهمد که یکی کم دارد ... +سید علی صالحی ++ به هر طریقی که شده بادیگارد ابراهیم

ادامه مطلب  

هزارمین روز  

درخواست حذف این مطلب
سوزان تامارو میگه: فقط درد باعث پیشرفت انسان میشه ولی باید با درد رو برو بشیم،چون ی که بخواد فرار کنه از درد و عذاب یا اینکه گریه و زاری کنه محکوم به ش ته... من موندن رو انتخاب ... موندن و جنگیدن پی نوشت:هیچ وقت یادم نمیره چی بر من گذشت تا گذشت...امروز هزار روز از عمل جراحی سخت من می گذرد... همیشه هزارمین روز ها در زندگی برایم مهم بود. تشکر و قدردانی می کنم از پزشکان،پرستاران و خانواده ام که در این هزار روز یاورم بوده اند و کمکم د. تمام این ع ها برای بع

ادامه مطلب  

آتش...  

درخواست حذف این مطلب
شب،خارهاى خشک،تپه هاى سرد،یکى دو فنجان قهوه ى ذغالى،آتشى برفروختیم به وسعت روشناى هستى،صورتمان را با گرمیه سیلیش سرخ کرده بود،حال خوبى داشتیم،زبانه میکشید به طرفمان،نکند قصدى در سر دارد،نکند با آن همه گرمى و سوزش،سردى با خود به همراه دارد،قهوه مان را که خوردیم،وقتى فهمید گرممان شده،کمى آرام گرفت،آن وقت بود که فهمیدم گرمیه آتش از سر دلسوزیست،وگرنه نه آن کجا و خیانت سرد کجا،او دیگر آرام گرفته بود و رو به خاموشى میرفت،و ما رو به پایین،قدم

ادامه مطلب  

غزل منتخب و مشترک علی(1)  

درخواست حذف این مطلب
باسمه تعالی علی(ع) دست خدا غزل ۱ دریای کرم، دست خدا، حامی قرآن ای گنج سخا، روح نبی، مظهر ایمان ای سالک حق ، یار نبی،روح ولایت ای عامل تقوا و عمل ، ف شهیدان ای الگوی هر عرصه و هر عصر و زمانه شه و گفتار تو، کردار چه میزان تو راه خدا، همچو نبی، درک نمودی هارون زمان، نور خدا، مشعل سوزان در بندگی وزهد نداری تو نظیری مانند تو بودن، ابدا نیست که آسان همسر بودت، دخت نبی، ام ها بر خیل ن اسوه و زیبایی رضوان ای نفس نبی، دین خدا، حفظ نمودی غم را بز ز دل ختم رس

ادامه مطلب  

رسید موعد داغی که سخت، سوزان بود  

درخواست حذف این مطلب
رسید موعد داغی که سخت، سوزان بود غمی که در اثرش فاطمه پریشان بود رسید لحظه و ساعات آ مردی که اوج دغدغه اش یاری فقیران بود رسید روز وداع رسول خوبی ها همان که بر همگان رحمتی فراوان بود به یاد یا ابتا گفتنش به پیغمبر دو چشم ام ها عجیب گریان بود دوباره یاد اُحد بود و یاد دندانش دوباره خسته ازین لشگر دو رویان بود همان زمان که بنای سقیفه ب ا شد دمِ شهادت خاتم، زمانِ هجران بود اگرچه زهر گرفت از وجود او طاقت ولی هنوز رخش مثل شمس تابان بود چقدر تشنه شد و

ادامه مطلب  

اجرای مراسم عاشورایی مقتل در بشرویه  

درخواست حذف این مطلب
"کل یوم عاشورا کل ارض کربلا" نمایش مقتل از ... شب4 آبانماه 95به مدت لغایت 7آبانماه به مدت 4شب در شهرستان بشرویه برگزار گردید. در این مراسم معنوی و پر فیض صحنه هایی بی بدیل از لحظات شهادت حضرت عبدالله ، خیمه سوزان و اتفاقات پیش از قیام آن حضرت نظیر نحوه شهادت مسلم بن عقیل، بی وفایی کوفیان و پیوستن زهیر به کاروان عشاق به نمایش درآمد. این این مراسم که به همت گروه کوثر ولایت، در سالن 9دی -روبروی ... جامع علمی کاربردی بشرویه-برگزار گردید با استقبال شهرون

ادامه مطلب  

بازتاب های روزانه "الکلی ها" 21 اسفند  

درخواست حذف این مطلب
برنامه یک روزبرای شروع بیایید فقط به بیست و چهار ساعت پیش رو فکر کنیم. فقط روی برنامه همان روز تمرکز می کنیم. پیش از شروع، از خداوند میخواهیم تفکرمان را هدایت کند، به خصوص درخواست می کنیم که انگیزه دلسوزی برای خود، توجه به خود و ریاکاری را از ما بگیرد.(الکلی های گمنام)هر روز از خداوند طلب می کنم تا در درون من آتش عشق خودش راشعله ور کند،تا عشقش که سوزان و درخشان و شفاف است، افکار مرا روشن کند و به من اجازه دهد تا بهتر اراده او را انجام دهم. در طی ر

ادامه مطلب  

نه آفتاب سوزان، نه سرب داغ!  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم لشکر ۱۴ شده به مرزهای شرق کشور، برای تامین امنیت و تقویت ساختار مرزها و کمک به مقابله با قاچاق کالا و سوخت. ما هم هر چند وقت یک بار باید یتی بریم و برگردیم. این اوا بود که توی یکی از عملیات ها، چندتا قاچاقچی رو گرفته بودیم. همه شون ایرانی بودن. تحویل من بودن که ببرمشون مقر. دست هاشون رو بستیم و نشوندیمشون عقب تویوتا و راه افتادیم. وسط راه توی یکی از گردنه ها نگاه و دیدم یکیشون نیست. دستش رو باز کرده و از سرعت کم ماشین استفاد

ادامه مطلب  

حدیث رسول اکرم صلى الله علیه و آله:  

درخواست حذف این مطلب
اِن اَرَدتُم عَیشَ السُّعَداءِ و َمَوتَ الشُّهَداءِ و َالنَّجاةَ یَومَ الحَسرَةِ و َالظِّلَّ یَومَ الحَرورِ و َالهُدى یَومَ الضَّلالَةِ فَادرُسُوا القُرآنَ فَاِنَّهُ کَلامُ الرَّحمانِ و حِرزٌ مِنَ الشَیطانِ و رُجحانٌ فِى المیزانِ ؛اگر زندگى سعادتمندان، مرگ شهیدان، نجات روز حسرت (قیامت)، سایه روزِ سوزان و هدایت در روز گمراهى را مى خواهید، قرآن را یاد ب ... رید که آن سخن خداى مهربان است و سپرى است در مقابل ... و سن ... نى در ترازوى اعمال. الح

ادامه مطلب  

تو در برابر مرگ..  

درخواست حذف این مطلب
ای حسین! در کربلا تو یکایک را در آغوش می کشیدی، می بوسیدی، وداع میکردی، آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می غلطم، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری، و عطش عشق مرا به خود و خدای خود سیراب کنی؟! +شهادت تو مرا به یاد چمران انداخت، مدااااام فکر میکنم به "یا حسین" هایی که تو در لحظات آ میگفتی، و یقین دارم این دعای چمران در حق تو مستجاب شده... شهید حججیِ عزیز تو در برابر مرگ چقدددددر زیبا بود. دعایمان کن، در جوار خوان بهشتی اباعبدا

ادامه مطلب  

سوختم...  

درخواست حذف این مطلب
شعله سر تا به پایم از غمِ جان سوختم دوست آتش زد به جان نالان و گریان سوختم انقل در درونم شد به پا از شورِ عشق در شرارِ خانمانسوزش فروزان سوختم تار و پود و هستی ام را دستِ غم از هم گسیخت ناله از دل برکشیدم زار و پژمان سوختم من به فرمانِ دلم، دل ناتوانم کرده است در میانِ جمع، همچون شمعِ سوزان سوختم بسته ام لب از شکایت عقده ها دارم به دل نشد آگه ز رازم مات و حیران سوختم صابرم در وادی رنج و محن آواره ام در شرارِ غصه و اندوه و حرمان سوختم

ادامه مطلب  

مرداد و خاطرات  

درخواست حذف این مطلب
#ترانه #شعر #جدید #بهنامماه مرداد ماه #شیر ست و #خورشید ش ولی سوزان چو سانبا همه گرمای خود اما دهد هدیه ز لبخندها به #جانیاد باد، یاد آن همه، خاطرات و خنده ها با دوستانیاد شبگردی و #کوچه گردی تا سفر با همرهانروزی با هم، دستا به دست و مست مست، با جانه جانروز دیگر از هم جدا اما همش آن خاطراته تن به تن با دلبرانگرچه اما میگذشت این لعنتی ، یعنی #زماناما فارغ از این همه دلخوش بودیم ما همچنانتا که روزی آمد و ما قدر ندانستیم و باختیم, جانماندادیم به باد،

ادامه مطلب