ردموصی دروصیت ووصایت چگونه است  

درخواست حذف این مطلب
در وصایا کلیات - موصی - موصی به و موصی له و وصی مواد ۸۲۵ تا ۸۶۰ در ارث و موجبات و تحقق و شرایط و موانع ارث - حجب و فرض و سهم الارث مواد ۸۶۱ تا ۹۴۹ قسمت چهارم - در وصایا و ارث باب اول - در وصایا ( ۱ ) زیرنویس : ۱ - به پاورقی ماده ۵۵ مراجعه شود . فصل اول - در کلیات ماده ۸۲۵ - وصيت بر دو قسم است : تملیکی و عهدی . ( ۱ ) زیرنویس : ۱ - به مواد ( ۲۷۶ ) الی ( ۲۹۹ ) قانون امور حسبی مصوب ۲/۴/۱۳۱۹ و آیین نامه راجع به مواد ( ۲۷۹ و ۲۸۸ ) قانون امور حسبی مصوب ۱۳۲۲ و آیین نامه راجع به

ادامه مطلب  

متن وصیت نامه حسین (ع)  

درخواست حذف این مطلب
متن وصيت نامه حسین (ع) « بسم الله الرحمن الرحیم ...؛ این وصيت حسین بی علی است به برادرش محمد حنفیه. حسین گواهی می دهد به توحید و یگانگی خداوند و این که برای خدا شریکی نیست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئین حق ( ) را از سوی خدا ( برای جهانیان ) آورده است و شهادت می دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند همه انسان ها را در چنین روزی زنده خواهد نمود. » در وصيت نامه اش پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد، هدف

ادامه مطلب  

یادداشت امشب: دست خط مادرم  

درخواست حذف این مطلب
امشب شب اول ماه ربیع الاوله.بالا ه دوماه عزاداری ماه محرم و صفر 1430 تموم شد و برای همیشه به تاریخ پیوست؛ اینکه چقدر تونستیم نوکری کنیم و چقدر مورد قبول واقع باشه الله اعلم... این هم دست خط برجای مانده از مادرم که چند وقت پیش به دفترچه یادداشتش برخوردم که در صفحه اول دفترچه اش این یک بیت شعر رو نوشته بود پیش خودم گفتم بی مناسبت نیست در شب وداع از ماه صفر این دست خط رو در وبلاگم منتشر کنم.مادرم به مطالعه و نوشتن علاقه خاصی داشت یادمه در سفر حج واجب

ادامه مطلب  

وصیت نامه شهید حسین فهمیده  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه هر من را طلب می کند می یابد مرا، و ی که مرا یافت می شناسد مرا، و ی که من را دوست داشت، عاشق من می شود و ی که عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و ی که من عاشق او بشوم، او را می کشم و ی که من او را بکشم، خون بهایش بر من واجب است، پس خو

ادامه مطلب  

همنوا  

درخواست حذف این مطلب
ای که گذشت اولین جلسه از کارگاه پرورش فرزند بالنده (پرند) موسسه همنوا رو شرکت ، جدای از محتوای کارگاه که دوست دارم در پایان دوره درباره اش صحبت کنم، پدرانی بودند که به اصرار همسرانشان در کارگاه ثبت نام کرده بودند و نه تنها از فرصت به دست آمده برای یادگیری چند نکته برای سبک والدگری بهتر به نیکی یاد نمی د، بلکه بسیار شاکی و طلبکار که حیف خواب صبح و این کارگاه ها به ما چه :-/ انگار نه انگار که در تربیت و پرورش فرزند باری هم به دوش آن ها باشد...

ادامه مطلب  

وصیت نامه شهید احمد بابکان  

درخواست حذف این مطلب
باید بدانیم که سه چیز انسان را بهشتی و جهنمی می کند: 1- تفکر 2- سکوت 3- کلام هر نگاهی نیست در او سودی، و هر کلامی کم نیست در آن یاد خداوند، پس او تقوی است، و سکوتی که در آن فکر نباشد پس غفلت است، پس خوشا به سعادت ی که نظر او عبرت است و در سکوتش فکر باشد و حرف زدنش ذکر خدا باشد، گریه کند بر خطایش و مردم از او در امان باشند. (بابت چشم و زبان و ...) و باید بدانیم آنچه امروز ممکن است خدای ناکرده به انقلاب ی ما ضربه بزند فقط هواپرستی ها و خودخواهی ها و بی عد ی ه

ادامه مطلب  

پاسخ دفتر انقلاب به نامه مولوی عبدالحمید  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری ایسنا: دفتر ی به نامه مولوی عبدالحمید که در آن نسبت به برخی تبعیض ها انتقاد کرده بود، پاسخ داد. متن نامه دفتر ی در پاسخ به انتقادات به شرح زیر است: جناب آقای مولوی عبدالحمید ...

ادامه مطلب  

زمان  

درخواست حذف این مطلب
دسترسی کمتر به اینترنت یعنی زمان برای تمیز اتاق و مرور مساله های مبحث انتقال جرم و مقاله خواندن و ترجمه و بعد هم سریال کمدی تماشا و کتاب خواندن و همصحبت آدمهای واقعي شدن و پیاده روی رفتن و اوووووووه، عجب آفتی شده بودند این شبکه ها ی مجازی

ادامه مطلب  

و خاطره ای دیگر...  

درخواست حذف این مطلب
میتوانید این را یک نظر شخصی ب ... رید و چیزی است که در ۱۹ سال ... برایم ثابت شد و م ... با پیران عاقل هم تأییدش میکرد که زند ... چها ... ایه ای ست که عبارتند از تولد سالم و مرگ سالم که دست آدم نیست، و اشتغال سالم و ازدواج سالم که تا حد زیادی دست خود آدم هاست. حدود ۲۷ ساله بودم و بعد از ۵ ماه توانستم آپارتمانی مناسب اجاره کنم و کار ترجمه و تدریس زبان انگلیسی البته خصوصی خوب پیش میرفت و البته به تجویز ... مرحوم مادرم باید هر ماه می آمد تهران که ماه دهم بیماری

ادامه مطلب  

یادداشتی در خصوص ک داهای شورای ی شهر در ایران  

درخواست حذف این مطلب
شما به عنوان یک شهروند وقتی به ع ک داهای شوای ی شهر که عمدتا جوان نیز هستند  نگاه می کنید چه چیزی در ذهن شما خطور می کند؟ درسته !!من فکر می کنم اولین چیزی که به ذهن هر شهروندی خطور می کند یک خواهر و مادر در حق آن ک دا است. حالا سوال چرا این طوره؟آن ک اها دوره های پیشین در انتخابات ها انی بودند که تحصیل کرده های معتبر ایران و اروپا و امریکا بودند ان هم در زمان حکومت شاهنشاهی انی بودند که با حکومت شاهنشاهی مبارزه کرده بودند کتک خورده بودند زندان ر

ادامه مطلب  

داستان زود دیر میشه  

درخواست حذف این مطلب
هیچ نعمتی در دنیا پدر و مادر نمی شوند، اما گاهی اوقات بعضی از فرزندان چنان سرگرم کار و زندگی شان هستند که آنها را فراموش می کنند... امیدواریم این ماجرای واقعي برای بعضی از خوانندگان مان که چنین نگاهی به پدر و مادرهای شان دارند، تغییر پیدا کند... من و برادر دو قلوم (ماهان) حاصل ازدواج پنجاه ساله پدر و مادری بودیم که سال ها در انتظار داشتن فرزند حسرت کشیده بودند اما به خاطر علاقه دو طرفه هرگز حاضر به ج از هم نبودند. تا این که به خواست خدا، من و ماها

ادامه مطلب  

متن وصیت نامه شهید فهمیده  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرحمن الرحیممَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه هر من را طلب می کند می یابد مرا، و ی که مرا یافت می شناسد مرا، و ی که من را دوست داشت، عاشق من می شود و ی که عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و ی که من عاشق او بشوم، او را میکشم و ی که من او را بکشم،خون بهایش بر من واجب است، پس خون

ادامه مطلب  

شعری در وصف پدر و مادر  

درخواست حذف این مطلب
شعری در وصف پدر و مادر مادرم شبنم گلبرگ حیات پدرم عطر گل یاس بقاست مادرم وسعت دریای گذشت پدرم ساحل زیبای لقاست مادرم آئینه حجب و حیا پدرم جلوه ایمان و رضاست مادرم سنگ صبور دل پدرم در همه حال کارگشاست مادرم شهر امیداست و هنر پدرم حاکم پیمان و وفاست مادرم باغ خزان دیده دهر پدرم برسرما مرغ هماست مادرم موی سپید کرده زحزن پدرم نقش همه خاطره هاست مادرم کوه وقار است و کمال پدرم چشمه جوشان عطاست

ادامه مطلب  

تکلیف ۱۷ آذر  

درخواست حذف این مطلب
آنچه در دفتر کار در کلاس انجام دادند وارد دفتر جلد سخت کنند وبا هر کلماتی که گفتم همان کار را انجام دهند. فعلا املا از صداهای قبلی باشد کتاب فارسی وروخوانی دفتر مشق وبرگه ی صدای (ای) باید چندین بارخوانده شود که در کلاس وقت دانش آموزان دیگر گرفته نشود (به بچه ها گفتم وباز هم سفارش می کنم کم تر از ده بار نباشد) کتاب کار فارسی کار نشود بعضی از بچه ها دفتر املا نیاورده بودند تا شنبه خط کشی شده بیاورند مفهوم اعداد بالاتر از ۵ با شکل ،چینه ،چوب خط وانگ

ادامه مطلب  

تو لهستانی بی اصل و نسب چه می دونی ناراحتی اعصاب چیه  

درخواست حذف این مطلب
چند سال پیش بود ،چشم سفیدی دخترانه ای کرده بود و بقیه حس از خج ش درآمده بودند. از سهم تمیزی خانه،دستشویی تو به او رسیده بود.فردایش دوشنبه بود.امتحان داشت.رفت و دستشویی را برق انداخت و احتمالا وقتی کارش تمام شد سرش را بالا نکرده بود تا چشمش بیفتد به آنها که با اعتماد به نفس ناشی از پیروزی روی کاناپه لم داده بودند ...موفق شدند.تنبیهش کرده بودند.

ادامه مطلب  

جشن!  

درخواست حذف این مطلب
امروز بچه های کلاس دهم تجربی توی زحمت افتاده بودند و به مناسبت هفته ی معلم جشنی ترتیب داده بودند؛ زنگ سوم، سالن اجتماعات مدرسه را تزئین کرده بودند و کیک یده بودند. من بودم و یکی دیگر از همکاران. ساز هم زدند و آواز هم خواندند...؛ خوش گذشت؛ حالم عوض شد...

ادامه مطلب  

برای دوست  

درخواست حذف این مطلب
 برای دوستی که برام پیغام گذاشته بودند و فقط ایمیلشون را داده بودندمن برای ایمیل زدن خیلی تنبلم[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

آقای فوتبالیست!  

درخواست حذف این مطلب
آقای فوتبالیست!خاطره کودکی مادرم چند گلدان گل آپارتمانی داشت که برایش خیلی عزیز بودند؛ دوتا از گلدان ها را روی اپن آشپزخانه گذاشته بود و مدام نوازششان میکرد، ما هم در کمال احترام با گلدان ها کنار می آمدیم. خوب هم دوام آورده بودند..هربار که پدر و مادر برای ید بیرون میرفتند معلوم نبود از کجا یک توپ پلاستیکی چند لایه به میدان می آمد. ما بودیم و دروازه ی شوت های آقای فوتبالیست... و توپی که مستقیم توی گلدان فرود می آمد و بعد هر سه نفر ما که فریاد میز

ادامه مطلب  

ماهیت خیار – زمان اجرای خیار – اقسام خیار و...  

درخواست حذف این مطلب
مفهوم فسخ فسخ انحلال ارادی قرارداد به اراده یکی از طرفین عقد نسبت به آینده در مواقعي است که به موجب قانون این حق و اختیار را دارد. خیار فسخ حقی است که به دو طرف عقد یا یکی از آنها و گاه به شخص ثالث اختیار فسخ معامله را می­دهد. گاه به اختصار آن ­را خیار می­نامند. مقایسه رجوع با خیار واژه رجوع گاه در برابر خیار به کار می­رود، مثل رجوع از هبه یا رجوع از طلاق. شباهت رجوع با خیار: " هر دو به اراده یک شخص انجام می­پذیرد و ایقاع هستند. " هر دو برای برهم زدن

ادامه مطلب  

چند ماهی که گذشت - سفر به سان فرانسیسکو 4  

درخواست حذف این مطلب
بعد از اون همه پیاده روی باز هم رفتم سمت دریا. آخه حیف بود تا اونجا آمده بودم و دریا رو نمیرفتم. کنار ساحل یه جاهایی درست کرده بودند برای آتیش و دوستان دور آتیش جمع میشدن و آهنگ گذاشته بودند و یه کب درست می و میزدن به بدن. گفتم وای اگر من اینجا زندگی می هر هفته میامدم ساحل.یه جای خیلی دوری هم بود که باید کلی پیاده روی میکردی برسی اما نزدیک شب هنوز کلی آدم توی ساحل بودند و آهنگ گذاشته بودند و بلند بلند میخندیدن.اگر رفتین sf و اینجا رو دیدین میفهمین

ادامه مطلب  

پنج شنبه هفدهم اسفند نود و شش  

درخواست حذف این مطلب
هنوز شام عروسی نیاورده بودند. ولی بحث آنها هم داشت به جمع بندی می رسید البته ظاهرا هر سه نفرشان با کلیت آن موافق بودند و دست کم هر کدام یک تجربه ی شخصی در جهت تایید بحث نقل کرده بودند. آنکه وسط نشسته بود و بنظرم او بود که بحث را کنترل می کرد در انتها به عنوان حس ختام گفت بله یک دکلمه ی هم هست که داریوش اقبالی می گه ... و منظورش این بود که ما از درک این جهان پیچیده عاجزیم و هر ی می گه من فهمیدم دروغ می گه.

ادامه مطلب  

برای معدن چیان آزادشهر  

درخواست حذف این مطلب
میان چین های صورتت رودی سیاه جاری بود لبخند که می زدی طغیان می کرد غباری تیره نشسته بود بر گونه های خسته ات تبسمت میان تیرگی ها می درخشید دست هایت دست هایی که کم بهار دیده بودند پینه بسته بودند انگار تنهٔ بلوط سخت بودند چونان تیشه ای که بر سنگ ها می زدی وقتی نوازش می کردی ابر بودند بوسه هایت بوی زغال داشت ک نت عاشق بوی زغال بودند مثل شی شان به تمشک وحشیِ روی بوته بوسه ای که دیگر روی کودک منتظر را لمس نمی کند *

ادامه مطلب  

کشتن فرزند و بت پرستی در عصر جاهلیت  

درخواست حذف این مطلب
4- کشتن فرزند از رسم های پلید و بسیار زشت عصر جاهلیت بود که از ترس فقر و تهی دستی انجام می شد و زشت ترین شکل آن، زنده به گور ... دختران بود که در آن زمان رسم شده بود، هنگامی که دختری متولد می شد، او را زنده به گور می ... د و یا گردنش را می زدند و یا اینکه از بالای کوه به سمت پایین پرتابش می ... د تا بمیرد. خداوند در قرآن به این عمل ... ی این گونه اشاره کرده است: (وقتی که به آن ها مژده داده می شد که همسرش دختر آورده، از این خبر چهره اش سیاه می شد و خشم و اندوه ا

ادامه مطلب  

قدیما سر زده به اداره ها هم سر میزدن  

درخواست حذف این مطلب
امروز رئیس جمهور محترم تشریف اورده بودند و تمام مدارس و اداره جات رو تعطیل کرده بودند و اجبار بود که با خانواده هایشان تشریف ببرند پیشواز و علاوه بر این ها از شهر های مجاور نیز با اتوبوس ها افراد رو آورده بودند که پر شور و پر جمعیت دیده بشه #علم و دانش و پیشرفت فدای پریزدنت ؟!!!ملت در اختیار ت یا ت در اختیار ملت؟!!

ادامه مطلب  

جشن!  

درخواست حذف این مطلب
امروز بچه های کلاس دهم تجربی توی زحمت افتاده بودند و به مناسبت هفته ی معلم جشنی ترتیب داده بودند؛ زنگ سوم، سالن اجتماعات مدرسه را تزئین کرده بودند و کیک یده بودند. من بودم و یکی دیگر از همکاران. ساز هم زدند و آواز هم خواندند...؛ خوش گذشت؛ حالم عوض شد...

ادامه مطلب  

هر دو به هم عشق می ورزیدند  

درخواست حذف این مطلب
هر دو به هم عشق می ورزیدنداما هیچ یک را یارای اعتراف آن به دیگری نبودچه دشمن خو ، به هم می نگریستندو بر آن بودنداز عشق بگذرندعاقبت از هم جدا شدند و تنهاگاه در رویا در اشتیاق هم بودنددیر زمانی بود مرده بودند وخود این را نمی دانستندهاینریش هاینهبرگردان : ناصر طهماسب

ادامه مطلب  

نامه به خدا  

درخواست حذف این مطلب
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود ید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید ج می .یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام د

ادامه مطلب  

بهترین و بدترین آدمها  

درخواست حذف این مطلب
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدمبهترین آنها انی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودندسرشان به کار خودشان بود، بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند و بدترین آنها انی بودند کهمیخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرندچقدر وحشتناک بود برخورد با آنها تظاهر و ریا !!!خشونت و توحش در بین آنها موج میزد...#گ

ادامه مطلب  

نکته های مهم و کوتاه از تاریخ کربلا  

درخواست حذف این مطلب
۱. خطرناک ترین دشمن در دوران معصومین، یزید لعنة الله علیه بوده که فقط درباره ی او، یک معصوم فرمود وَ عَلَی الإِسلامِ السَّلام... .۲. حضرت ۴ ماه در مکه ماندند و تقریبا اوا ذی القعده نامه را از مسلم بن عقیل دریافت د و این فاصله ی بین دریافت نامه با وج حضرت از مکه و آن بیان خود حضرت که علت وج از مکه را، کشته نشدن در مکه عنوان فرمودند، این همه نشان می دهد حضرت بنای قیام نداشته است. ۳. مسلم بن عقیل ماه مبارک از مکه خارج و شوال وارد کوفه و اوایل ذی الفعده

ادامه مطلب  

هم صحبتی مادرم  

درخواست حذف این مطلب
مادرم میگه خوشحالم که آرامش پیدا کردی. خوشحالم که ح خوبه. ولی امیدوارم این زهرا تا آ ش همین طور خوب بمونه. تا آ همین مدلی که هست، باهات باشه. و گرنه دنیا تابوده، همیشه هوو بد بوده. همیشه جاری ها حسود بودند. همیشه نامادری ها ، خشن بودند. واقعا زهرا استثناء در اومده برات، از نظر من. همچنان نمی تونم باور کنم ح خوبه و اون کاری به تو نداره.سخته باور کنم که مدیر هنوز دوستت داره و همچنان مثل قبل و حتی بهتر از قبل باهات برخورد می کنه.ولی هرچی که هس

ادامه مطلب  

شهید داود علی کیانی  

درخواست حذف این مطلب
نام و نام خانواد ... شهید: داود علی کیانی نام پدر : پرویز تاریخ طلوع :1340/10/2 محل تولد:ارجل میزان تحصیلات : بیسواد شغل :کارگر تاریخ عروج :1365/5/1 گ ... ار محل دفن:گ ... ار ... ءارجل « زند ... نامه شهید » شهید داود علی کیانی فرزند پرویز ... ن عشایر ارجل از توابع شهرستان اردل در سال 1340 در خانواده مذهبی و متدین عشایری دیده به جهان گشودند. تا سن 15 سال ... در خانواده خود بودند. اما از آنجائیکه در زمان سابق مدرسه وجود نداشت ایشان از نعمت درس خواندن مثل بقیه عشایر محروم ب

ادامه مطلب  

توی اکثر دوستی هام خوش شانس بودم. :)  

درخواست حذف این مطلب
باز هم بودند. همه شون بودند. اونقدر که خودم حالم بهم خورد از اون موجود درمونده، اونها حالشون بهم نخورد. موندند. نه که فقط دست دراز کنند که بیا دستمون رو بگیر. اومدند وسط و دستم رو گرفتند که بکشندم بیرون. توی همه این سالها بودند. من اما آنقدر نبودم براشون. من بی وفاتر بودم لابد.

ادامه مطلب  

مرتفع ترین قله ی دنیا  

درخواست حذف این مطلب
خوب که بنگری می بینی از دنیا و پای بندهای آن آزاد گشته بودند. نگاهشان به همه چیز خ ... بود و ((او)) را در همه حال یاد می ... د. در برخورد با ((خود))، خانواده و سایر مردم، فقط خدا را محور قرار می دادند. سمت و سوی زند ... شان الهی بود و تنها رضایت او محور برنامه هایشان بود. وقتی وصيت نامه شان را می خوانی، می بینی که چقدر عاشق اهل بیت بودند... بچه هیئتی های تیری که از شعور به شور می رسیدند و ((آن وسط)) میانداری می ... د. مردان با بصیرتی که اصول کوفی بودن را زی ... ا گذ

ادامه مطلب  

جزئیات جدید در مورد رادیواکتیو در بدن خانواده آیت الله هاشمی  

درخواست حذف این مطلب
فرزند رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام می گوید حوله ای که آیت الله هاشمی رفسنجانی را با آن به بیمارستان بردند نیز به رادیواکتیو آلوده بوده است. پیش از این فائزه هاشمی اعلام کرده بود که فاطمه، خواهرش و عفت مرعشی، مادرش نیز به مواد رادیواکتیو آلود هستند. فاطمه هاشمی به اعتمادآنلاین می گوید چون جواب آزمایش ها را ندارند نمی توانند برای درمان به پزشک مراجعه کنند. در ادامه مشروح گفت وگوی فاطمه هاشمی را با اعتمادآنلاین می خوانید:*خواهر شما اعلام کر

ادامه مطلب  

درباب آشتی آشتین  

درخواست حذف این مطلب
برای سحاب که گفته بود دیگر طنز نمی نویسم. اخوی یک دارد غولتشم و مورد پسند هیچ نیست. بعد از قهر ده روزه که مادرم خوشحال بود ماجرا تمام شده، امروز اخوی نشست روی مبل و اثر دندانهای فک بالا و پایین روی بازویش خورد به چشم ما. مادرم تعریف کرد: بچه بودم و با مادرم رفته بودیم عمومی ، زنی آمد و رفت با تن که اثر گاز و دندان روی داشت، مادربزرگ به مادرم میگوید خانم فلانی چغولی اش را کرده به همسرش، حالا زن با اثر گاز روی بدن خواسته بگوید آشتی کردیم آن هم از نو

ادامه مطلب  

جزئیات حادثه تلخ جان باختن پدر و دو فرزندش در کانال آب حمیدیه  

درخواست حذف این مطلب
مسؤول آتش نشانی حمیدیه از غرق شدن دو کودک و فوت پدرشان در کانال بتنی شهرستان حمیدیه خبر داد. به گزارش خبرگزاری فارس از حمیدیه، شهروندی به نام «نصر عبیداوی» به همراه دو فرزندش به نام های مهدی 7 ساله و حسین 9 ساله عصر امروز در یک کانال بتنی در شهرستان حمیدیه مشغول شنا بودند که جان خود را از دست دادند.جمال بو عذار مدیر خدمات شهری و آتش نشانی شهرداری حمیدیه در این رابطه در گفت وگو با خبرنگار فارس، اظهار کرد: این فرد ک ن خود را روی شانه های خود گذاشت

ادامه مطلب  

دستهای خالی...  

درخواست حذف این مطلب
دیروز به همراه آبجی و نرگس سادات رفته بودم همایش شیرخوارگان حسینی.. شیرخواره های زیادی روی دست مادران بودند اما دستهایی هم بودند که خالی بودند... دستهایی خالی از سرباز سربازی برای ظهور نزدیک ... عصر ... برای آن دست های خالی اما پر از آه و حسرت دعا میکنم...

ادامه مطلب  

خبر مهم درباره وضعیت آیت الله جنتی در شورای نگهبان  

درخواست حذف این مطلب
شایعه ای را که به نقل از منابع موثق مدام تکرار می شد و در کمتر از ساعتی بارها بازنشر شده بود، عباسعلی کدخ تکذیب کرد.  درحالی که برخی سایت های خبری و بسیاری دیگر از کانال های تلگرامی پرمخاطب شایعه کناره گیری آیت الله احمد جنتی را منتشر کرده بودند و نوشته بودند ایشان در نامه ای خواهان کناره گیری از این مسئولیت شده بودند حجت ال والمسلمین ابوتر فرد که به تازگی جانشین آیت الله در پست ت موقت تهران شده است، این مسئولیت را بر عهده می گیرد، سخنگوی ش

ادامه مطلب  

پدر  

درخواست حذف این مطلب
دو روز پیش بود که مشغول تماشای بودم که یکهو پدرم گفت: این ها چیه که نگاه می کنی؟ گفتم: پلیسیه که ... مادرم با اسم صدایم کرد و دیدم کنار پدرم ایستاده و هردو نگاه متفاوتی از همیشه به من می کنند. من: چیه؟ چیزی شده؟؟ مادرم: پاشو بیا ببین بابات چی گرفته؟! از جایم بلند شدم و رفتم سمت شان که دیدم پشت سرشان یک جعبه خا تری رنگ گرفته اند ... باورم نمی شد. آقای پدرم زحمت کشیده بودند و یک لپ تاپ نو برایم گرفته بودند! بعضی وقت ها فکر می کنم واقعا در ذهن پدرها و مادر

ادامه مطلب  

داستانی زیبا از کرامات  

درخواست حذف این مطلب
جناب مهدی حسینی که از ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است می نویسد: سالها قبل که من هفت ساله بودم در شهر کربلا زند ... می ... . در یک بعد از ظهر، خواب بودم و مادرم مرا صدا زد: مهدی! از خواب بیدار شو. وقتی از خواب بیدار شدم ، دیدم هر دو پایم بی حس است و حرکت نمی کند. به مادرم گفتم : نمی توانم راه بروم. مادرم با تعجب گفت: چرا نمی توانی؟ همان موقع مادرم مرا نزد پزشک برد پزشک پس از معاینه به مادرم گفت: هردو پای فرزند شما فلج شده است و باید او را ب

ادامه مطلب  

مگذار که فرزانه ی فرزانه بمیرم  

درخواست حذف این مطلب
مگذار که فرزانه ی فرزانه بمیرمبگذار که دیوانه ی دیوانه بمیرممیخانه دگر جای منِ بی سروپا نیستبگذار که پشتِ درِ میخانه بمیرممن بومِ هوس بودم و ویرانه ی من ، دلبگذار که در گوشه ی ویرانه بمیرماز خویش گسستم چو تو با غیر نشستیبگذار که در پای تو بیگانه بمیرم افسانه نما نام مرا خنده به لب ریزبگذار که ای شمع چو پروانه بمیرمدانه مفشان ، مرغِ گرفتارم و دانیبگذار که در دامِ تو بی دانه بمیرمپروانه ی میخانه ی بیگانه شدی توبگذار که دیوانه ی دیوانه بمیر

ادامه مطلب  

داستان لحظه های بی تو بودن  

درخواست حذف این مطلب
- چقدر شما صبورید، این بچه ها آدمو کلافه می کنند. فضولی نباشه، الان یه ساعته که مدام به دخترت می گی بریم، اونم میاد می گه 5 دقیقه دیگه بازی کنم بعد بریم، وای اگه من جای شما بودم با زور دستش رو می کشیدم و می بردمش. «فرزانه» تنها به زدن لبخندی اکتفا کرد. دخترش «مهرانه» بالا ه رضایت داد که به خانه بروند. چند ساعتی در پارک بودند و مهرانه بسیار خسته شده بود. به محض اینکه به خانه آمدند مهرانه به اتاقش رفت و خیلی زود خوابش برد. فرزانه، روی کاناپه نشست... ه

ادامه مطلب  

نفَسِ برگ  

درخواست حذف این مطلب
قلمه ها ریشه داده بودند، ریشه هایی که حس بلند بود. در هم تنیده بودند و دیگر نمی شد جدایشان کرد. یه قالب لیوان یک بار مصرفی که در این نه ماه نگهشون داشته بود ، درآمده بودند معلوم بود سخت جایشان تنگ بوده. نمی شد به بهانه درد یادآوری عهدی که دیگر نبود، حیات را از مخلوق خدا کرفت. تا همین حایش هم قصور کرده بودم و آنها خوب تاب آورده بودند. گلدان بزرک را پر از خاک تازه و قلمه ها را خوب نشاندم در بین خاک. برگ های زرد را جدا و گذاشتم ساقه ها خود را رها کنند.

ادامه مطلب  

ای نامه که می روی به سویش!!  

درخواست حذف این مطلب
جلسه اول بود...وارد که شدم بلند سلام ...چند نفری که حاضر بودند اول با تعجب ولی بعد با لبخند جواب دادند.. کم کم بقیه هم اومدند و تا وارد میشدند همونجا یخِشونو می ش تم... "سلاااام" طرف هم می خندید و سلام می کرد... خلاصه انتهای جلسه، همه با هم رفیق بودند و جالب اینجا بود که هر فکر می کرد ما با بقیه رفاقتی دیرینه داریم(لبخند) ادامه مطلب

ادامه مطلب  

برای بار دوم مواضع و نیروهای دفاع وطنی را مورد حمله هوایی قرار داد.  

درخواست حذف این مطلب
اینبار توپخانه در قنیطره هدف قرار گرفته است. و نیروهای دفاع وطنی امروز توانسته بودند دو موضع که دیروز از آن عقب نشینی کرده بودند را پس بگیرند.در حمله دیروز نیروی هوایی به ، دو تانک و یک پیکاپ-تیربار مورد هدف قرار گرفته بودند.

ادامه مطلب  

خاطرات گذشته منو می کشه آسون  

درخواست حذف این مطلب
آن روز که بعد از این همه مدت رفتم کارشناسی، بعد از دیدار "ح"رفتم ساختمان "ج" طبقه ی سوم که اکثر کلاس های ترم۶ و ۷ آنجا تشکیل می شد. رفتم به هوای آن دو تا کلاس. رفتم و دقیقا در جایی ایستادم که تو همان جا پایین برگه فهرست کتاب های کنکور ارشد، شماره ات را نوشتی. بعد رفتم سمت کلاس ها اما در کلاس ها قفل بود. از مثلث کوچک بالای در داخل کلاس ها را نگاه . به جای آن میز و تخته های چوبی کهنه، صندلی های دسته دار آبی رنگ نو و پلاستیک کشیده را مرتب توی کلاس چیده بو

ادامه مطلب  

از دست چه انی کار بر می آید و متاسفانه به آن توجه نمی شود؟؟؟؟  

درخواست حذف این مطلب
از دست این جوانها کار برمی آید وجود این همه جوان در کشور، یک ظرفیّت مهمّی است؛ بعضی از مسئولین ما، در طول زمانها، به این اهمّیّتی نمیدادند؛ بعضی ها این را باور نداشتند، اهمّیّت نمیدادند؛ این را که «از دست این جوانها کار برمی آید»، بعضی ها قبول نداشتند، باور نداشتند. آن روزی که صنعت هسته ای کشور شروع به فعّالیّت کرد و به آن اوجی که همه میدانید رسید، بعضی ها بودند -حتّی بعضی از دانشمندان ما، بعضی از نسلهای قدیمی ما- که به ما میگفتند «آقا نکنید،

ادامه مطلب  

case report  

درخواست حذف این مطلب
دیروز رفته بودیم گردش. ناهار مهمان ... کوچیکه بودیم. خدا رو شکر نعمت فراوان بود. کباب و گوجه و ... ی خوردن و ماست و میوه و تنقلات. فقط نان خیلی کم داشتیم. چرا؟ چون صبح مرد ها رفته بودند یک عالمه نان و یک ظرف آش ... یده بودند. منتهی حینی که برای ساخت و ساز خانه ی روستایی مان رفته بودند پشت ساختمان، ... ی آمده بود و نان ها و آش و ظرفش را باهم خورده بود.

ادامه مطلب  

آرژانتینی ها هم میهمان هواپیمای سقوط کرده بودند  

درخواست حذف این مطلب
آرژانتینی ها هم میهمان هواپیمای سقوط کرده بودند بازیکنان تیم ملی آرژانتین واقعا شانس آوردن.. لیونل مسی، آگوئرو و دیگر ستارگان آرژانتینی شاغل در بزرگترین لیگ های اروپایی و ی جنوبی در این سفر بودند و حتی تیم ملی فوتبال برزیل نیز با همین کمپانی هواپیمایی 2 هفته قبل از آن مسافرت کرده است.

ادامه مطلب  

این زندگی من است  

درخواست حذف این مطلب
هر بار شماره ی میم را می گیرم تصویر روشنش را می بینم. آن لبخند خیلی آرام و موهای خیلی سفید و نوری که از چهره اش می تراود. شبیه مهتاب می ماند. این ها ربطی به این ندارد که من عاشقش هستم. نمی دانم هستم یا نه. این که در دل دارم دیگر عشق نیست. آرام تر است و شاید واقعي تر، نمی گویم به تر، چون هر چیز واقعي ا اماً خوب نیست، اما چیزی است که واضح است و من هر چه هم بگویم نمی دانم و نمی شناسم، دروغ گفته ام، چون آن چیز وجود دارد و هست و همان وری می رود که باید برود.

ادامه مطلب