حکم تزریق آمپول یا سرم برای روزه دار چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
حکم تزریق امپول برای روزه دارحکم تزریق امپول برای روزه دار , پاسخ چند تن از مراجع معظم تقلید را پیرامون تزریق آمپول توسط فرد روزه دار را بخوانید.ممکن است بسیاری از مردم در ماه مبارک رمضان به دلایل مختلف نیاز به تزریق سرم و یا آمپول پیدا کنندکه مهمترین آن برای دیابتی ها و تزریق انسولین باشد، در این گزارش پاسخ چند تن از مراجع معظم تقلیدرا پیرامون تزریق آمپول توسط فرد روزه دار را بخوانید.حکم تزریق امپول برای روزه دار [ادامه مطلب را در اینجا ب

ادامه مطلب  

آی کتفم  

درخواست حذف این مطلب
من مطمئنم بلایی عظیم سرِ کتفم اومده وگرنه یه گرفت ... ساده و همیش ... و رفع اون با آمپول شل کننده عضله و این جریانات، چرا باید سه هفته یعنی سه تا پنجشنبه متوالی ادامه پیدا کنه و حالا من از درد آرنج و بازو کبود بشم و آخ نگم که مبادا ببرنم اورژانس دوباره و ... نه که من از آمپول بترسم! نه به جان بی جانم. ... هم که محرمه و بیمارستانم کلاً مکان مقدسیه... فقط یکی منو روشن کنه که سرِ کتفم چه بلایی اومد و نفهمیدم؟

ادامه مطلب  

عینک (:  

درخواست حذف این مطلب
وقتی فهمیدیم چشام ضعیفه و باید عینک بزنم،هف سالم بود ^__^ مامانم بهم گفته بود چشات ضعیفه باید بریم (: منم گفتم چشم آمپول داره؟ d: مامانم گفت نه |: منم گفتم پس پاشو بریم d: مامانمم گفت چشم آمپول نداره ولی قطره داره d: منم گفتم خب پس بشین حالا چه عجله ایه |:

ادامه مطلب  

با خانواده ی سرماخورده ای که از کربلا اومده بودن دیدار داشتم  

درخواست حذف این مطلب
گذشته از اینکه رفتم و کلی قرص و آمپول نوشت و به 4 روز نکشیده از شدت حال بد باز رفتم و همون موقع دوتا سرم و 3 تا آمپول زدم و شب بعدشم یه آمپول دیگه ...که بس قوی بودن این آمپولا پرستار گفت روشون نوشته تزریق فقط در بیمارستان... هیچ نفهمید!اصولا نمیذارم ی به عمق فاجعه پی ببره و گذشته از اینکه از درد به خودم میپیچیدم و شبا با درد از خواب بیدار میشدم و خوابم نمیبرد تمام وظایف مربوط به فلان کار رو انجام دادم و تحویل مسئولش دادم... فقط مونده و voice ها و سمینارا

ادامه مطلب  

مرگ یک نفر به علت تزریق آمپول پنی سیلین  

درخواست حذف این مطلب
... محسن عظیمی نژاد با تأیید فوت یک نفر بر اثر تزریق وا ... ن "پنی سیلین" در تایید مرگ یک نفر براثر تزریق آمپول پنی سیلین در نیشابورنیشابور گفت: متاسفانه چند روز پیش یک بانوی جوان با تزریق پنی سیلین در این شهرستان فوت کرده است که هنوز دلیل اصلی این حادثه مشخص نشده است. به گزارش صدا و سیما، او افزود: آمپولی که به این خانم تزریق شده است، تست شده و دارای تاریخ انقضاء بوده است و در حال بررسی های بیشتر جهت ریشه ی ... علت مرگ هستیم.او گفت : طی نامه ای به مدیر

ادامه مطلب  

امروز شنبه اس  

درخواست حذف این مطلب
سلام گلای من خوبین همه؟ منم خوبم میگذره. امروز بیمارستان به شدت شلوغه رفتن اتاق عمل انترن و رزیدنتا بخشو گرفتن دستشون انگار ما هم بچه دبستانی هستیم داریم دنبالشون می دو ایم اینور و اونور. خسته شدم انقدر بدو بدو از صبح تو اورژانس بودم الان اومدم بالا خسته شدم همه مریضن نمیخوان خوب شن نمیخوان دارو بخورن نمیخوان آمپول بزنن خسته ام حالا بقیه رو درک میکنم که وقتی میگم نمیخوام نمیخوام چقدر اذیت میشن. از پیر مرد 70 ساله بگیر تا بچه 4 ساله داد میزنن ک

ادامه مطلب  

از دردها  

درخواست حذف این مطلب
چند وقت پیش رفته بودم بیمارستان، برای برداشتن استنتی (stent) که توی کلیه ام گذاشته بود. توی اورژانس بیمارستان منتظر بودم تا بروم اتاق عمل. آن طرف ، روی تخت کناریم یک پسربچه هفت هشت ساله ی خیلی مؤدب خو ده بود که داشت با ها سر آمپول زدن یا سرم زدن چک و چانه می زد. مطمئن نبود که سرم چطور چیزی است و چقدر درد ممکن است داشته باشد، برای همین گریه کنان تلاش می کرد "عمو" ها را حداقل به آمپول راضی کند که می دانست هر چه هست به هر حال زود تمام می شود. من هم این طرف

ادامه مطلب  

تخفیف ویژه 50 درصدی کتاب آمپول استرس  

درخواست حذف این مطلب
تخفیف ویژه 50 درصدی کتاب آمپول استرس ضمن عرض تبریک عید سعید فطر به اطلاع می رساند کتاب آمپول استرس فقط به مدت پنج روز با قیمت استثنایی عرضه می گردد. شما می توانید با کلیک روی ع ... زیر وارد صفحه نسخه چاپی کتاب آمپول استرس شوید و آن را تهیه کنید. نسخه چاپی: 22000 تومان »»» 11000 تومان نسخه الکترونیکی: 11900 تومان »»» 5900 تومان

ادامه مطلب  

آنفلوآنزا حمله میکند...  

درخواست حذف این مطلب
پاییزه و فصل آنفلوآنزا! این روزا کلی مریض رفت و آمد دارن تو درمانگاه. انواع و اقسام. بچه ها که جدیدا پدر آدم رو درمیارن تا یه آمپول بخورن. امروز یه پسر بچه ای اومده با باباش از بس جیغ زد گوشم کر شد! دو تا آمپول داشت ولی باباش میگفت یکیه تا بچه نترسه. بعد از مدت زمان طولانی که دو تا مرد باهاش سر و کله زدن تا نگهش داشتن و آمپول هاش رو زدم، بلند شد یک لگد حواله شکم باباش کرد:) و گفت دروغ گو دشمن خدا... دروغ گو دشمن خدا... راستم میگفت. من مخالف شدید دروغ گفت

ادامه مطلب  

باز سرماخورد ... !!!  

درخواست حذف این مطلب
منو الان با بدترین حال ممکن تصور کنید ، اینقدر حالم بده که بیش از اندازه سر درد دارم سرما خورد ... یییی گریبانمو گرفت حالم داغوووون ، امروز به مامان گفتم به راننده سرویس بگم حالم بده نمیتونم بیام ، به دوستمم بگه به مدیر بگه حالم بد بود نیومدم(: من موندم چجوری برای فردا آماده شم با این حال ، خدایا فرجی:دی± قطعا اینبار بار سومم هست توی این دوماه پاییز سرما خوردم ، سری قبلیییی سه تا آمپول زدم :دی تعجب نکنید من سه تا آمپول زدم به زور پدر زدم :دیب

ادامه مطلب  

داروخونه  

درخواست حذف این مطلب
از برکاتِ شش ماه بیماریِ مامان، این بود که تونستیم وضعیت خانوادۀ افراد مریض رو یه کم درک کنیم. این که با هزار بدبختی و پارتی، بتونی از فلانی، یه وقت ویزیت بگیری. بعدِ دو هفته بری مطب ش و صد و پنجاه تا بدی. بعد از هفت هشت دقیقه معاینه و مطالعۀ پرونده پزشکی، سه خط متن انگلیسی توی کاغذ بنویسه و راهیِ داروخونه دت. بری داروخونه و دارو رو نداشته باشه. بری یه جا دیگه و اونم نداشته باشه و بالا ه یکی رو پیدا میکنی که داروهای توی نسخه رو یکجا می تونه بهت بد

ادامه مطلب  

راه حل های مناسب برای ترس از آمپول زدن  

درخواست حذف این مطلب
پرشین طب – دانستنی های پزشکی | به گزارش پرشین طب؛ خیلی از افراد هستند که از آمپول زدن ترس دارند. راه حل های مناسب برای ترس از آمپول زدن موضوعی است که می خواهیم به بررسی آن بپردازیم. به راستی چرا از آمپول زدن می ترسیم؟ در این نوشته می خواهیم در این نوشته در مورد راه حل های مناسب برای ترس از آمپول زدن صحبت کنیم. راه حل های مناسب برای ترس از آمپول زدن ترس از سوزن یا فوبیای سوزن همانطور که از اسمش پیداست، یک احساس ترس در هنگام ورود سوزن به بدن است. در

ادامه مطلب  

مراقب عوارض خطرناک مصرف آمپول «دگزامتازون» باشید  

درخواست حذف این مطلب
کارشناس کمیته کشوری تجویز و مصرف منطقی داروی سازمان غذا و دارو، عوارض مصرف نابجای آمپول دگزامتازون را تشریح کرد. به گزارش جام جم انلاین، نوشین محمدحسینی، گفت: داروی دگزامتازون یا همان دگزا، از جمله داروهایی است که در شکل های مختلف همچون شربت، قرص، قطره، آمپول، پماد و محلول ها، یکی از پرکاربرد ترین و قویترین داروها به شمار می رود.وی ادامه داد: این دارو شبیه انواع آنتی بیوتیک ها است که برای هموطنان ایرانی ها داروی شناخته شده ای است.بنا به گزا

ادامه مطلب  

سرماخوردگی  

درخواست حذف این مطلب
سرماخوردگی شاید در مقایسه با بقیه ی بیماری ها چیزی به نظر نیاد ولی بعد که می گیریش می فهمی که نه بابا خیلی هم موجود عجیب و سرسختیه!یادمه سال دوم دبیرستان بودم ...یه گلودرد چرکی خیلی خیلی شدید گرفتم! و از اون جایی که از (مجاز از آمپول) شدیدا می ترسیدم و می ترسم سعی با جوشونده و داروهایی که دم دست بود درمانش کنم...هرچی هم بابا و مامان می گفتن بیا ببریمت زیر بار نمی رفتم...اصلا داغووون داغون!بالا ه بعد یه مدت که دیگه به مرز مردن در راه فوبیای آمپول رسی

ادامه مطلب  

داروخونه  

درخواست حذف این مطلب
از برکاتِ شش ماه بیماریِ مامان، این بود که تونستیم وضعیت خانوادۀ افراد مریض رو یه کم درک کنیم. این که با هزار بدبختی و پارتی، بتونی از فلانی، یه وقت ویزیت بگیری. بعدِ دو هفته بری مطب ش و صد و پنجاه تا بدی. بعد از هفت هشت دقیقه معاینه و مطالعۀ پرونده پزشکی، سه خط متن انگلیسی توی کاغذ بنویسه و راهیِ داروخونه دت. بری داروخونه و دارو رو نداشته باشه. بری یه جا دیگه و اونم نداشته باشه و بالا ه یکی رو پیدا میکنی که داروهای توی نسخه رو یکجا می تونه بهت بد

ادامه مطلب  

گوش  

درخواست حذف این مطلب
بعد از سفر بلافاصله رفتم آب رفت تو گوشم ، خلاصه با گوش پاکن رفتم درش بیارم که بدتر شد ، نمی دونم سر گوش پاک کن توش گیر کرد یا گوش پاک کن رو تا ته فشار دادم . خلاصه شنیده بودم عسل برا گرفتگی گوش خوب هست ! عسل بدون ارز سبلان از اردبیل گرفته بودم ، یک قاشق مربا خوری عسل تو گوشم ریختم . نصف بسته گوش پاک کن ها رو هی می تا در بیاد ، در نیومد ! کلا دیگه گوش چپ صدا نداشتم . رفتم ، خانم مهربون گفت : کلا مجاری گوشت رو با عسل بستی :| بعد گفت : سر کارم می ری ؟ گفتم : ار

ادامه مطلب  

یه آمپول یا شربت!  

درخواست حذف این مطلب
علمِ پزشکی خیلی پیشرفت کرده! ولی با تمامِ این پیشرفت ها هنوز یه چیزی کم داره! یه آمپول یا شربتی که بشه باهاش بعضی از بچه ها رو بچه نگه داشت! انصافأ بعضی از بچه ها حیفه بزرگ شن! به نظرم تا وقتی بچه ها تو دنیا به دنیا بیان و باشن و بخندن و گریه کنن و بازی کنن، میشه به این دنیایِ لعنتی دل بست و بهش امید داشت! میشه توش زندگی کرد و زندگی دید! +دخترِ دختر و پسرخالم هستن ایشان! خیلی هم گوگولی مگولی هستن ایشان! از عنفوان کودکی عشقِ موزیک هستن ایشان d:

ادامه مطلب  

کارای اعزام  

درخواست حذف این مطلب
سلام برای آمپول زدن برای خدمت که چهار شنبه نتونستم جاشو پیدا کنم برم بزنم افتاد شنبه از دیروز داشتم تصمیم میگرفتم که امروز رو زدود برم دنبال کارام و انجام بدم صبح با بابام رفتیم بعد صبحانه اون کارای خودشو انجام داد بعد من رفتم پلیس بعلاو ده که آدرس تزریق خدمت رو بپرسم، پرسیدم رفتیم داشت پرستار توضیح میداد بعد هممون رو فرستاد پذیرش من برگه هارو جمع ... و دادم به پرستار بعد پرستار اسامی رو خوند من اولین نفر بودم رفتیم آمپول کزار و مننژیت رو زدم

ادامه مطلب  

مریض شدم  

درخواست حذف این مطلب
سلام بچه ها بدجوری سرما خوردم اصن سرمو نمی تونم ت بد عین بمب ساعتی شده انگار . تو این گیر و دار درس فقط مریضی رو کم داشتم ب تب ولرز گرفته بودم نمی دونم چیکار کنم. مامانم میگه عصری میریم ولی من گفتم با یه قرص خوب میشم. از آمپول وحشت دارم از بچگی همین طور بودم. وای خدایا این طور که معلومه حالا حالا ها مریضم. از یه طرف درسا میمونه از یه طرفم میترسم برم . بد وضعیتیه. مامانمم که دیگه ول کن نیست. خودمم می دونم آ شم نمی تونم از این آمپول در برم. آخه چرا؟؟؟ .

ادامه مطلب  

چند خط عمیق تا غروب!  

درخواست حذف این مطلب
-خیلی بد آمپول میزنی خانوم ! -چشم میام پیش شما دوره می بینم ! -جدی میگم ! بابای من یه عمره بهمون آمپول می زنه انقدر آدم دردش نمیاد ! -آره راس می ... شما ! من از سر چهارراه آمپول زدنو یاد گرفتم ! مشتاق شدم برم ببینمش . چندین بار ضرب دست همین خانم پرستار که یه خانم مسن و عبوسه رو تجربه کرده بودم ولی جرات نداشتم چیزی بهش بگم . بعدش گفت : -میشه پتنسمان دستمو عوض کنید ؟ -چیکار کردی مگه ؟ -یکمی شیطونی ... . دیگه نمی تونستم ... بمونم . یه چیزی منو میکشوند توی اتاق . نم

ادامه مطلب  

غوز بالا غوز دردها  

درخواست حذف این مطلب
از فروردین تا حالا کمر درد گرفتم که قبلا سابقه نداشتم . گفتم شاید بخاطر اینه که  ورزش نرفتم بخاطر تعطیلات.  دو دور رفتم دور اول آمپول و دارو مسکن داد بهتر بودم تا قرص میخوردم.  دو روز قبل هم برای بار دوم رفتم و برام ع نوشت و امروز ع گرفتم و نشون دادم . خوشبختانه مشکل استخوان بندی و مهره ای نداشتم . گفت شاید درد از ماهیچه هاست. گفت اگه میخوای مطمئن بشی باید بری ام آر آی . باز دو آمپول زدم و قرص داد. یه وقت خوبه یه وقت بد . میگه استراحت کن کار سن

ادامه مطلب  

کنکور...  

درخواست حذف این مطلب
فکر کنکور دیوانه ام می کند! حالم شبیه حال ... ی ست که تیر خورده، ولی از دیدن "آمپول" وحشت کرده است... :)) اصلا نمی دانم چه می خواهم؟! می خواهم از چاله در آمده، و خود را به چاهی شریف بیفکنم؛ یا در جای خود نشسته و به دام معلوم الحال هایِ پوستِ ... بر تن اسیر شوم... هنوز نمی دانم...

ادامه مطلب  

موقت#  

درخواست حذف این مطلب
دیدید بعضی وقتها حاضرید همه چیزتون رو بدید برگردید به قبل ی ماجرا؟؟ الان حاضرم اگر میشد یک میلیارد بدم ساعت برگرده به دو ساعت قبل!  تو این ... ا نشون میده بجای برگشت زمان ی آمپول میزنن حافظه شون پاک میشه، اینم خیلی خوبه ...  کاش بود واقعا !! 

ادامه مطلب  

خاطرات (از نظر خودم) جالب (۱۷۰)  

درخواست حذف این مطلب
سلام طبق روال همیش ... این وبلاگ بیشتر از سه پست غیرخاطرات پشت سر هم نمیگذارم. بقیه سفرنامه هم برای پست بعدی. ۱. دفترچه خانمه رو برای متخصص مهر ... . چند دقیقه بعد مرده اومد و گفت دفترچه خانممو هم مهر کن میخواد بره پیش رفیقش! ۲. چند نفر پیرزنه رو آوردند و یکیشون گفت گاهی بیهوش میشه، وقتی هم که بیهوش میشه دیگه چیزی نمیفهمه! ۳. به پیرمرده گفتم چه نوع قرصی میخورین؟  گفت من فکر می ... تو ... ی خودت میفهمی!۴. نسخه بچه رو که نوشتم مادرش گفت چندتا

ادامه مطلب  

ریشتر موی تو لرزانده دو دستانم را  

درخواست حذف این مطلب
عشق تو برده ز دل آن همه ایمانم رااشک من برده دگر سوی دو چشمانم ر ن گیسوی تو موجی ست شبیه دریاموج موهای تو  لرزانده دو دستانم راقرص و آمپول و دوا چاره دردم نکندمانده چه کند چاره درمانم راجنگ و نا امنی و بحران جهانی به کناربی تو باید چه کنم این همه بحرانم رابس که از دوری تو گریه پنهان اشک من برده دگر سوی دو چشمانم رامحمدصادق رزمی

ادامه مطلب  

خاطره نرگس خانم  

درخواست حذف این مطلب
سلام نرگس هستم اومدم خاطره آمپول خوردن آرش رو بزارم ممنونم که برای خاطره قبلم نظر گذاشتید (دوست دارم اگه انتقادی از من دارید لطف کنید و بگید ممنون می شم )خوووب اینم خاطره : من سرما خوردگیم چند روزی طول کشید و آرش از من سرماخوردگی رو گرفت (نه که سنگین بود ) ولی از اونجایی که می دونست من مثل گرگ زخمی هستم و دنبال تلافی به روی خودش نمی آورد که مریضه منم اذیتش می (بد جنس نیستما ولی خیلی قیافش باحال می شد )عصر ها هم دیر تر می اومد خونه تا کمتر در خطر قرا

ادامه مطلب  

مثل دختربچه ای که از آمپول زدن هیچم نمیترسه  

درخواست حذف این مطلب
بعضی وقتا توی زندگی باید قبول کنی همه قصه ها مثل های دیزنی تموم نمیشه. بعضی چیزا  رو باید قبول کنی. ایت آپ کنی و رد بشی. بپذیری که پرفکت نیستی یا زندگیت یا آدم های اطرافت پرفکت نیستن. اگه اشتباه کردی بگی فدای سرم و بگذری. فردگراتر باشی و ته دلت به آدمی که هستی افتخار کنی و رد بشی. میدونم این پست شدیدا حرفهای کلیشه ای داره، ولی خیلی به این مضمون فک اخیرا.  the bitterness up and move on with your life.

ادامه مطلب  

ای فرشته ی سفیدپوش!  

درخواست حذف این مطلب
یکی میبینی مریض است اما همین که چهارتا قرص و شربت میخورد خوب میشود.یکی اوضاعش که خیلی وخیم باشد فوق فوقش آمپول و سرم میزند و رفته رفته خوب میشود.با من بگو با مردم مریضی که چشم هایشان به بد دیدن و گوشهایشان به بد شنیدن خو کرده.با مردمی که دستهایشان کج و پاهایشان هم قافله ی غافلان است...با من بگو با این جماعت چه کنم.به ستوه آمدن خیلی سخت نیست با من بگو چطوری شکیبایی کنم...بگو تو را به خدا!

ادامه مطلب  

معنویت چیست و چگونه ایجاد می شود؟  

درخواست حذف این مطلب
معنویت چیست؟ چگونه ایجاد می شود؟ آیا معنویت قطعه ای ازیک پازل است که باید به سازمان اضافه شود و در جای خود قرار گیردویا یک حلقه مفقوده است که باید ایجاد شود تایک فرد یا سازمان کامل شود. آیا معنویت عنصری مستقل است که می توانیم آن را با سنجاق به خودمان و سازمانمان متصل کنیم و یا مانند یک آمپول مولتی ویتامین و یا سرم آن را به جان خودمان ویا بدنه تشکیلات تزریق کنیم؟

ادامه مطلب  

خاطره سارا خانم  

درخواست حذف این مطلب
سلام، الان که این پست و میذارم توتختم دراز کشیدم و دارم از درد جای آمپولا جون میدم... دو روز بود که زیر گلوم یه برآمدگی دراومده بود و سرگیجه و بدن درد شدید داشتم میترسیدم برم که نکنه خطرناک باشه تا اینکه درد بهم فشار آورد و مطمئن شدم توده سرطانی نیست و رفتم توی یه درمانگاه خصوصی، خلوت بود سریع رفتم پیش پزشک که یه خانم مسن بودگفتم شرایطمو معاینه کرد و گفت تو اینهمخ دردو چطوری تحمل کردی آنژین چرکی شدی... گفتم کارم خیلی زیاده نتونستم به خودم رسیدگ

ادامه مطلب  

۱۰۳۶  

درخواست حذف این مطلب
سلامچند شبه نمیخوابم. واقعا نمیخوابم. دیگه کم آوردم. ب دوباره آمپول تقویتی زدم. فقط خواستم یاداوری کنم دعای امروز برای ترک غیبته و دعای روز یکشنبه برای جور شدن پول جهاز و سیسمونی و هزینه شروع کاره. دعا کنیم خدا این کارهای خوب رو راه بندازهممنونم

ادامه مطلب  

8 مرداد اولین تولد علی اصغر  

درخواست حذف این مطلب
چند روز پیش اولین سالگرد تولد علی اصغر بود!یک سال پیش ساعت 3 بعد از ظهر ایشون به دنیا اومد و خونه ی ما رو روشن کرد....از خدا ممنونم که بعد از اون رفت و آمدها ،مطب نشستن ها ،عمل های جراحی و آمپول ها و قرص ها بالا ... ه جواب یک دل ش ... ته ی دیگه رو هم داد و زند ... مون رو عوض کرد....هرچقدر تشکر کنم کمه واقعا....امیدوارم هر چهارتامون بنده های خوبی براش باشیم !یک جشن کوچیک و مختصر با حضور خانواده هامون برگزار کردیم و پدربزرگش هم یه دوچرخه ی خوشگل قرمز براش ... ید

ادامه مطلب  

سر درد  

درخواست حذف این مطلب
خب نبودم 1 ماهی3هفته مریض بودم...چه سرماخورد ... اینابودم کرد ...2کیلو وزن از دست دادم الانم 1 هفتس همش سر دردسردرد ... جگاهیرفتم درمونگاه...گفت فشار ماهیچه ای اطراف سرته..گفت استرس داری؟گفتم گفت ناخودآگاهه منم موندمبهم آمپول مسکن و تقویتی داد تقویتی خوب بو ی مسکن72ساعت طول کشید اثرش بره از بدنم بهم سر ... جه شدید داده بود و خواب آلود ... به ... گفتم نده من نمیتونم استامینوفن 500 بیشتر بخورما!گوش نکرد الان بازم ... دازم... ... جگاه چپمچکار کنم؟

ادامه مطلب  

پرسش و پاسخ درباره کاشت مو به روش fut  

درخواست حذف این مطلب
1.آیا دردfut بیشتر از fitمی باشد :در حین عمل درد fitو fut برابر است و بیمار فقط درد آمپول های بیحسی اولیه را درک می کند و پس از آن متوجه نیست برداشت پشت سر چگونه است دانه دانه fit یا به صورت باریکه پوست fut ، یعنی هیچ کدام نباید دردناک باشد .پس از عمل جراحی شب اول و دوم بعد از عمل درد در محل برداشت در futبیشتر از fit می باشد اما این درد با مسکن ساده ای مانند استامینوفن کدئین به خوبی ... ت شده و بیمار بیشتر از نحوه خو ... دن شاکی است تا درد بعد از عمل در روش fut !

ادامه مطلب  

یه داستان زیبا(ساخته شده توسط خودم)  

درخواست حذف این مطلب
سلام الان یه داستان ساختم تو ذهنم گفتم اینجا ثبتش کنم. عروس یکی بود یکی نبود.دختری به اسم امیلی داشت توی باغ خونه میگشت.امیلی14سال داشت.یکدفعه امیلی داخل یه چاله افتاد.چشماش رو باز کرد و دید توی یه سرزمین زیباست.او مشغول قدم زدن در اونجا شد.یکدفعه چند سرباز به سمتش اومدند و دستگیرش د و پیش پادشاه بردند.پادشاه که دختری نداشت تا امیلی رو دید گفت=اون بی گناهه چون کاری نکرده و من میخوام دخترم بشه.امیلی شد دختر یکی یکدونه پادشاه.پادشاه خیلی اون رو د

ادامه مطلب  

... بیمار، دشمن فرضی  

درخواست حذف این مطلب
یکی از توصیه هایی که به رزمی کارها میشه اینه که وقتی مقابل کیسه بو ... قرار می ... رن، طوری به کیسه ضربه بزنن که انگار دارن بزرگترین دشمنشون رو کتک میزنن. و امروز صبح، وقتی تزریقاتی محترم طی یک عملیات "بزن، در رو" جناحین ... بی دفاع بنده رو چنان مورد اصابت آمپول قرار داد که آه از نهاد عرشیان برخاست، دانستم که ظاهرا بعضی از تزریقاتیان محترم نیز به صورتی مشابه رزمیکاران تزریق رو تمرین کرده و فرا می ... رند.

ادامه مطلب  

نیمه پاییز دوستداستنی  

درخواست حذف این مطلب
سلام شب بخیر نیمه شب بخیر ساعت ١ صبحتون بخیر نمیدونم والااینجانب مریضی هستم که دم فروب بر اثر بیخو شب گذشته دوساعتی عمیق خو دم لذا الان خوابم نمیاد فردا هم بی ماشین باید برم سر کار فکر کنم باید دیگه کاپشن بپوشم امروز به زور دو تا سرم و سه تا آمپول سر حال بودم یکم ولی الان باز مریضم سرماخوردگی است چون چارش فقط رختخوابهصدای گیر یه ماشینم که داره از نزدیک میاد رو اعصاببرم یکم به صدای ج و و بخاری مخلوط با صدای ملایم سه تار و نویز گیر گوش کنم و بخوا

ادامه مطلب  

آمپول  

درخواست حذف این مطلب
بیاد ندارم هیچ زمانی مثل الان چشم انتظار بارون بوده باشم. اما حالا تقریبا هر یک ساعت از هر پنجره ای که دم دستم باشه خیابون و بعد هم آسمون رو چک میکنم تا ببینم بالا ه این بارون لعنتی میباره یا نه!!!! یک هفته ست که دود و دم داره خفمون میکنه. همسری که خیلی سرفه میکنه. منم ک فقط میتونم تا فروشگاه برم و با سوزش گلو برگردم خونه. دلم میخواد دخترکوچولو ، که اونم مثل من حس دلش گرفته رو بعد از یک هفته سخت و پر استرس ببرم پارک. بهش قول داده م هوا که خوب شد ببرمش

ادامه مطلب  

جعبه سیاه  

درخواست حذف این مطلب
سالها بعد جعبه سیاه چند نفر پیدا شد و از آ ... ین جمله زند ... شان رمز گشایی شد آ ... ین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟… آ ... ین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره… آ ... ین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست… آ ... ین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟ آ ... ین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی… آ ... ین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم… آ ... ین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نف

ادامه مطلب  

برف  

درخواست حذف این مطلب
  لذتبخش بود راندن زیر بارش برف، با موسیقی یی که به گاه تنهایی گوش می کنم، که رنگ می پاشد به ثانیه ها، و تلخ بود پیچ و تاب خوردن سگی مرده زیر لاستیک ماشین ها در انتهای راه.  نمی دانم کودکی هامان کجا رفت، که برف تا پیشانی دروازه ها بالا می آمد و مادرم دستمال به کمر می بست و با بیل، راه برایمان باز می کرد.  هیراد از پشت شیشه برف را تماشا می کرد و من کودکی هایم را مرور می که پاچه ی شلوارمان را توی جورابمان می کردیم و چکمه می پوشیدیم. برف پشت

ادامه مطلب